گسترش اسلام در بورکینافاسو

  • کد خبر: 977
  • منبع خبر: دانشنامه جهان اسلام

خلاصه به تازگی شواهدی از تجدید حیات اسلامی در بورکینافاسو دیده می شود. برخلاف تأثیر اندک این تجدید حیات در صحنة سیاسی، در حوزة اجتماعی تأثیر آن قابل ملاحظه بوده است.


تماس موسّیهای شمالی (در اوآگادوگو و یاتنگا) با اسلام بیشتر به صورت جنگ از قرن چهاردهم آغاز شد. در 1333، موسّیها از پادشاهی یاتنگا، شهر تمبوکتو در قلمرو مالی را تصرف کردند و تا 1434 که طوارق آنها را بیرون راندند برآنجا حکومت می کردند.

موسّیهای شمالی، با ضعف حکومت مسلمان مالی، در 1470 به مَسینا و در 1480 به وَلاته هجوم بردند، اما سونّی (سُنّی) علی، حکمران سنگای، سه سال بعد آنان را به قلمرو خودشان پس راند. در 1497ـ 1498 اسکیا محمد، حاکم سنگای، برای جذب آنان به اسلام تلاش کرد ولی موفقیتی به دست نیاورد، چرا که در نظر موسّیهای شمالی پذیرش اسلام به منزلة پذیرش سلطة سنگای بود.

از طرف دیگر، لازمة پذیرش اسلام رها شدن از سیطرة نفوذ و قدرتِ رؤسا بود و در جامعه ای که ضوابط سلسله مراتب در آن بشدت رعایت می شد و افراد وابستگی زیادی به سنتهای خانوادگی و سیاسی خود داشتند، پذیرش اسلام در حکم انقلاب بود. از همین رو، قلمرو موسّی مدت زیادی در برابر قبول اسلام مقاومت نشان داد. با اینهمه، موسّیها در مقابل ورود مسالمت آمیز مسلمانان، مانند ورود فولانیهای مسلمان اهل مسینا به منطقة یاتنگا در قرن پانزدهم و همچنین ورود بازرگانان مسلمان دیولا به جامعة خود، کمتر تعصّب می ورزیدند.

این مسلمانان دیولایی، که به نام محلی یارسه شهرت داشتند، در اوایل قرن شانزدهم در اوآگادوگو حضور داشتند. آنها ابتدا در شمال در مناطقی چون کایا و سپس در جنوب در شهرهایی مانند بوبو ـ دیولاسو و در روستاهای موسّی در مسیرهای کاروانرو مستقر شدند. یارسه ها رابط بین اسلام اقوام ماندینگ (مانده ) و اسلام اقوام ولتایی شدند. آنان بویژه در قرن هجدهم، بر دربار اوآگادوگو بیشتر اثر گذاشتند. در ابتدای این قرن موروناباها، به تقلید از دربار حکومتهای متحد جنوبی، داگومبا و مامپروسی (به پایتختی گامباگا)، نسبت به اسلام انعطاف بیشتری نشان دادند. موروناباکوم اول (در اوایل قرن هجدهم ) همکیشان مادرش را که یارسه بود، به شهرهای اوآگادوگو، داکی و کومبیسیری جذب کرد.

ولی در واقع، در عصر مورونابا دولوگو (1796ـ 1825) بود که با گرویدن وی به اسلام این دین رواج پیدا کرد. او در رقابت با دربار گامباگا، در کنار وزرای خود شخصی را به نام امام منصوب کرد که اهل تمبوکتو بود. وی اجازة احداث نخستین مسجد را در اوآگادوگو صادر کرد که امروزه از میان رفته است . تاپایان قرن نوزدهم، تنها مورونابایی که در اوآگادوگو اسلام را پذیرفت ناباکوتو (متوفی 1871) بود که در این راه جانشینی نداشت. بیشتر موسّیهایی که در آغاز به اسلام گرویدند از اعضای خانوادة رؤسا بودند و تودة روستایی تا مدتها همچنان بر مذهب نیاکان خود وفادار باقی ماندند. تأثیر اسلام را در میان این جوامع می توان در اجرای جشن کَبه که همزمان با عید فطر است مشاهده کرد.

 

در حدود 1850، حاج محمود کارانتو حکومت اسلامی کوچکی از اقوام مانده در اطراف بورومو و واهابو/ اوآهابو برقرار کرد.

در اواخر قرن نوزدهم، بخش بزرگی از افریقای غربی از جمله جنوب غربی بورکینافاسو شاهد جهاد المامی (امام ) ساموری توره بود. وی در 1897، کُنگ (درشمال ساحل عاج ) را فتح کرد اما نتوانست بوبو ـ دیولاسو را بگیرد. در 1898 فرانسویان پس از تصرف سیکاسّو وی را به گابون تبعید کردند.

همچنین از حدود 1870، نخستین مسلمانان قوم گورونسی که همجوار موسّیها بودند، بویژه در لئو و چند مرکز دیگر ظاهر شدند. تا پایان قرن نوزدهم، حدود سی هزار مسلمان در بورکینافاسو وجود داشت در 1926 جمعیت مسلمانان به 17% و در 1961 به حدود 20% رسید.

در نیمة دوم قرن بیستم، رقابت بین اسلام و مسیحیت شدت بیشتری گرفت. از موفقیتهای اسلام در این دوره می توان به اسلام آوردن ناباکوگری، رهبرقوم موسّی، اشاره کرد. یکی از علل رواج اسلام در میان موسّیها همکاری مبلّغان مسیحی با استعمار فرانسه بود. مهاجرت موسّیها به غنا و ساحل عاج برای کار در مزارع تأثیر زیادی در مسلمان شدن آنها داشت.

جمعیت مسلمانان در 1983، به 44% و در 1995 به 50% کل جمعیت بالغ شد.

از نظر پراکندگی جمعیتی، مسلمانان در شمال زیاد ولی در جنوب به صورت اقلّیتهای کم اهمیت دیده می شوند. در 1955 سازمانی فرهنگی اسلامی در بوبو ـ دیولاسو و در 1958 در اوآگادوگو آغاز به کار کرد. در 1962، فعالیت جمعیت مسلمان ولتای علیا که مرکز آن در اوآگادوگو بود آغاز شد. در 1972 «کمیتة فرهنگی جوانان مسلمان ولتای علیا» با هدف ترویج اسلام و مبارزه با جهل، از طریق توسعة مدارس و کتابخانه ها، تأسیس شد.

به تازگی شواهدی از تجدید حیات اسلامی در بورکینافاسو دیده می شود. برخلاف تأثیر اندک این تجدید حیات در صحنة سیاسی، در حوزة اجتماعی تأثیر آن قابل ملاحظه بوده است. برای مثال، چند سازمان ملّی اسلامی غیرسیاسی، مانند انجمن دانشجویان مسلمان بورکینا در بوبو ـ دیولاسو، تأسیس شده است که در برگزاری مراسم اسلامی اهتمام دارند. تعداد فزایندة مدارس قرآنی به ظهور نخبگانی منجر شده است که دیدگاههای بسیار متفاوتی با نخبگان آموزش دیده در مؤسسات آموزشی کاتولیکی دارند. گسترش عربی گرایی موجب ظهور جنبشهایی شبیه جنبش وهابی شده است.

بورکینافاسو در دورة حکومت لامیزانا برای نخستین بار در فوریة 1974 در اجلاس سازمان کنفرانس اسلامی در لاهور شرکت کرد.

طریقة قادریه قدیمترین طریقه در این منطقه است. با وجود این طریقة تجانیة حاج عمر فوتی بیشترین پیرو را در کشور بویژه میان دیولاها و یارسه ها دارد. شاخة سیدیه از طریقة قادریه پیروان زیادی بویژه میان طوارق و سنگاییها دارد. طریقة حَمالیّه نیز دارای پیروانی است.

 

منابع:

(1) ژوزف کوک، مسلمانان افریقا، ترجمة اسدالله علوی، مشهد 1373ش.

(2) موسوعة السیاسة، چاپ عبدالوهاب کیالی، بیروت 1979ـ1994.

(3) مروین هیسکت، گسترش اسلام در غرب آفریقا، ترجمة احمد نمایی و محمد تقی اکبری، مشهد 1369 ش.

 

منبع: دانشنامه جهان اسلام جلد: 1 صفحه: 2040.