دوران اسلامی چاد و ورود استعمار به آن

  • کد خبر: 974
  • منبع خبر: دانشنامه اسلام معاصر

خلاصه دین اسلام و فرهنگ اسلامی در چاد قدمت تاریخی دارد. بر اساس پاره ای منابع تاریخی، در عهد عمر بن عبدالعزیز، عده ای از سربازان وی از یمن به چاد رفتند و ضمن ترویج اسلام در آنجا تشکیل حکومت دادند. اما برخی پژوهشگران معتقدند که اسلام در دوران خلیفه دوم، از جنوب لیبی، به اطراف دریاچه چاد رسیده است.


چاد کشوری پهناور با فرهنگ های قومی متنوع است. فرهنگ هایی که بر اساس پیوند های قومی – جغرافیایی و مذهبی گوناگون گروه های مردم در قرن های پیش از آغاز استعمار شکل گرفته است. تا سال 1960 و استقلال یافتن چاد هیچگونه هویت ملی واحدی که همه قومیت های گوناگون را شامل بشود در این کشور وجود نداشت. مفهوم " ملت " بیشتر انتزاعی بود و از سنت های قومی – منطقه ای برای شناخت هویت های گروهی استفاده می شد.

سیاست هایی که فرانسوی ها در دوران حکومت هفتاد ساله خود در چاد اجرا کردند باعث شد تنش های قومی میان شمال و جنوب کشور تشدید شود. نخبگان سیاسی اقوام جنوبی که پس از استقلال قدرت را در دست گرفتند هم نتوانستند نظام دموکراتیک پایدار و سالمی در این کشورایجاد کنند.

 چاد هم برای جهان اسلام و هم برای غرب از اهمیت ژئوپلتیک خاصی برخوردار است زیرا این کشور محل تلاقی فرهنگ و تمدن اسلامی با فرهنگ آفریقائی و منافع قدرت های غربی است. اهمیت استراتژیک چاد برای غرب در جنگ دوم جهانی آشکار شد زیرا چاد اولین مستعمره فرانسه بود که پس از سقوط پاریس در دست آلمان نازی، پرچم فرانسه آزاد را برافراشت و ژنرال لکلرک فرانسوی حملات مشهور خود علیه آلمان را از پایگاه های چاد با شرکت هزاران سرباز چادی انجام داد بطوری که اطراف دریاچه چاد به صورت مهمترین پایگاه نظامی برای نیروهای متفقین درآمد.

چاد همانند کشور همسایه اش سودان، با مشکل ايجاد هماهنگى میان دو فرهنگ متفاوت روبروست: فرهنگ عربی - اسلامى شمال و نگروتيد- افريقايى جنوب. ساکنان بخش شمالی کشور مسلمانان عرب زبان، نیمه بیابان گرد و چادر نشین و ساکنان بخش جنوبی مسیحیان سنتی و متاثر از فرهنگ آفریقای سیاه هستند. هر کدام از این دو بخش نیمی از جمعیت کشور را در خود جای داده اند. تاریخ معاصر، چاد هم مانند سودان تحت تاثیر اختلافات عمیق قومی منطقه ای و درگیری های خونین این دو بخش بر سر تصاحب قدرت سیاسی بوده است.

دین اسلام و فرهنگ اسلامی در چاد قدمت تاریخی دارد. در مورد ورود اسلام به چاد روایات مختلفی ذکر شده است. بر اساس پاره ای منابع تاریخی، در عهد عمر بن عبدالعزیز، خلیفه معروف اموی، عده ای از سربازان وی از یمن به چاد رفتند و ضمن ترویج اسلام در آنجا تشکیل حکومت دادند. اما برخی پژوهشگران معتقدند که اسلام در دوران خلیفه دوم، عمربن الخطاب، پس از فتح منطقه فزان، در جنوب لیبی، از این منطقه به اطراف دریاچه چاد رسیده است.

نخستین حکومت پادشاهی در شرق دریاچه چاد موسوم به "پادشاهی کانم برنو" در آغاز قرن نهم میلادی تأسیس شد که تا قرن هفدهم به حیات خود ادامه داد. همزمان دو حکومت دیگر نیز موسوم به "پادشاهی باقرمی" و "پادشاهی ودای" در جنوب و جنوب شرق دریاچه چاد به وجود آمدند که تا ورود استعمار پابرجا ماندند. ویژگی های مشترک این حکومت ها این بود که دین اسلام و شریعت اسلامی را به عنوان قانون و نظام حاکم پذیرفته بودند و آموزش قرآن کریم، فقه اسلامی و زبان عربی را رواج دادند. آنها برای علمای دینی ارج و منزلت بزرگی قائل بودند؛ بویژه حکومت ودای که توسط یک فقیه مسلمان به نام "عبدالکریم ابن جامع" به وجود آمد و شهر "ابشه" را به عنوان پایتخت به صورت یک مرکز علمی در کناره صحرا درآورد. با این حال، رقابت و جنگ بین این حکومتها به تدریج باعث ضعف و سرانجام سقوط آنان در برابر هجوم استعمارگران فرانسوی شد.

فرانسه در سال 1890 به چاد وارد شد و طى 16 سال درگیری های خونین ناشی از مقاومت مردم مسلمان، چاد را تحت سيطره خود در آورد. پس از آن فرانسوی ها آشکارا به سیاست اسلامزدائی و ترویج مسیحیت پرداختند. از جمله مصادیق این سیاست می توان به تخریب مساجد و مراکز دینی و قتل یا تبعید علما اشاره کرد. در حافظه تاریخی مسلمانان چاد واقعه کبکب (ساطور) در سال 1917 در شهر ابشه فراموش نشدنی است. در این واقعه فرانسوی ها به تلافی قتل یک سرباز فرانسوی که به زن مسلمانی تجاوز به عنف کرده و با ساطور شوهر آن زن کشته شده بود، بیش از 400 نفر از علمای مسلمان را یکشبه با همان ساطور به قتل رساندند و تمامی کتب آنها را سوزاندند.

در دوران جدید یکی از مهمترین و معروفترین چهره ها در زمینه احیای فرهنگ اسلامی، "شیخ محمد علیش عووضه (1906-1976) است که پس از تحصیلات دینی در حوزه ام درمان (سودان) و الازهر (قاهره) در 1946 یک مرکز یا حوزه بزرگ اسلامی به سبک الازهر در شهر ابشه تاسیس کرد که در آن علاوه بر علوم دینی، علوم دیگری نیز مانند تاریخ و جغرافیا و منطق به روش جدید تدریس می شد. این مرکز که به نام محل تاسیس آن "مرکز علمی ام سویقو" خوانده می شد شهرت زیادی یافت و صدها نفر از آن فارغ التحصیل شدند. استعمارگران فرانسوی که فعالیت این مرکز را علیه منافع خود می دیدند در 1952 آن را تعطیل و شیخ علیش عووضه را به سودان تبعید کردند. اما پس از استقلال چاد، مرکز اسلامی ام سویقو در 1968 بار دیگر فعالیت خود را آغاز کرد که تا کنون همچنان ادامه دارد.

 در دوران استعمار فرانسه اکثر سرمایه گذاری های اقتصادی در بخش جنوب چاد متمرکز بود و همین امر باعث شد بسیاری از ساکنان جنوب به مسیحیت بگروند. مناطق شمالی کشور به علت خشکی بیش از حد و کمبود منابع طبیعی و همچنین محبوبیت اسلام میان ساکنانش از سوی فرانسویان کاملا نادیده گرفته شد. فرانسویان پس از به رسمیت شناختن استقلال چاد در 1960، اکثر مناصب دولتی را به نخبگان اقوام سیاه پوست جنوب واگذار کردند. مجموعه این اقدامات باعث شد اختلافات تاریخی بین شمال و جنوب کشورعمیق تر شود.

در سال 1962 " فرانسوا تومبالبای " به عنوان اولین رئیس جمهوردولت مستقل انتخاب شد. او در اولین اقدام رهبران مسلمان مخالف دولت را دستگیر، احزاب سیاسی اپوزوسیون را منحل و یک نظام تک حزبی ایجاد کرد. حکومت استبدادی تومبالبای و کم درایتی او در مدیریت بحران های داخلی باعث تشدید تنش های درون - قومی و شروع جنگ داخلی بین اعراب مسلمان و اقوام جنوبی شد. در سال 1966 نیروهای مسلمان شمالی کشور بخصوص  " جبهه آزادی ملی " علیه دولت شورش کردند. جنگ داخلی در دو دهه 1970 و 1980 ادامه داشت. تومبالبای در سال 1975 کشته شد اما دولت تا سال 1979 هنوز پا بر جا بود. در این سال نیروهای مسلمان شمال با برخورداری از حمایت دولت لیبی، پایتخت کشور را تصرف کردند و بدین ترتیب "گوکومی عویدی" به قدرت رسید و نفوذ فرانسه به شدت کاهش یافت اما در 1980، حسین حبری، وزیر دفاع، به تحریک فرانسه با یک کودتای نظامی قدرت را در دست گرفت.

در دوران حکومت حبری فساد سیاسی و خشونت علیه مسلمانان بخصوص قوم " زقاوه" به اوج خود رسید به طوری که آمار کشته شده های دوران زمامداری او به بیش از چهل هزار نفر می رسد. حبری تا سال 1990 در قدرت باقی ماند و سپس به دست ژنرال ارتش " ادریس دبی " سرنگون شد.

نويسنده: محمد على مهتدى