علل نشر معارف اهل بیت علیهم السلام در آفریقا(5)

  • کد خبر: 2833
  • منبع خبر: کتاب «شیعه در آفریقا»

خلاصه یکی از عوامل مهم نشر تعالیم شیعه در غرب آفریقا، شیعیان عرب لبنانی تبار هستند که در دو قرن اخیر به کشورهای مختلف این منطقه مهاجرت کرده و به فعالیت های تجاری پرداخته اند.


عامل پنجم: شیعیان لبنانی

یکی دیگر از عوامل مهم نشر تعالیم شیعه در غرب آفریقا، شیعیان عرب لبنانی تبار هستند که در دو قرن اخیر به کشورهای مختلف این منطقه مهاجرت کرده و به فعالیت های تجاری پرداخته اند. تاریخ دقیق ورود نخستین مهاجران لبنانی به آفریقا مشخص نیست و نخستین سند از مهاجرت لبنانی ها به غرب آفریقا، مقاله ای است که در سال 1905م در نشریه «A Travers le monde» به چاپ رسید و به مهاجرت سوری ها به گینه فرانسه پرداخت. این مقاله تاریخ ورود مهاجران لبنانی به گینه را سال 1898م می داند که برای تجارت کائوچو وارد این کشور شدند و توانستند جایگاه مهمی در تجارت این محصول بدست آورند. این مقاله تعداد این مهاجران را در سال 1904م چهارصد نفر می نویسد که در میان آن ها دیگر اعراب و تعدادی لبنانی بودند. این کهن ترین سند موجود درباره حضور لبنانی ها در غرب آفریقا است، گرچه به قطع می توان گفت ورود آن ها به این مناطق بسیار قدیمی تر از این تاریخ است. شواهدی وجود دارد که نشان از حضور لبنانی ها در سال 1870م در غنا دارد و جالیه لبنانی ها تاریخ ورود آن ها را به سنگال سال 1897م، سودان 1900م، گینه 1893م، سیرالئون 1890م و لیبریا 1899م می داند.

برخی دیگر از پژوهشگران، اولین هجرت شیعیان لبنانی به آفریقا را حدود سال 1880م می دانند. در آن سال ها بعضی از لبنانی ها به آمریکا رفته و در مناطق مختلف این قاره بخصوص در آمریکای جنوبی سکنی گزیده بودند. آن ها از وضعیت خوب معیشتی در آنجا مطلع شده بودند و به همین دلیل تعدادی از جوانان لبنانی تصمیم گرفتند از بیروت به مارسی در جنوب فرانسه رفته و سپس از آنجا با کشتی به آمریکا سفر کنند، ولی دولت فرانسه آنان را در بندر مارسی سوار بر کشتی کرده و به جای آمریکا به بنادر داکار (سنگال) و کوناکری منتقل نمودند؛ این جابجایی با این هدف انجام شد که لبنانی ها به عنوان واسطه بین فرانسویان و بومیان این کشورها عمل کنند. لبنانی ها پس از پیاده شدن از کشتی فهمیدند فریب خورده اند، اما چون از نظر مالی امکان سفر مجدد را نداشتند، به پیشنهاد فرانسویان در مناطق  غرب آفریقا ماندند. جوامع لبنانی به تدریج در این مناطق مستقر شدند و گروه های دیگری از مهاجران لبنان نیز به آن ها پیوستند.

از نظر تاریخی لبنانی ها در پنج مرحله به آفریقا مهاجرت کردند. نخستین مرحله از نیمه دوم قرن نوزدهم آغاز شد و تا پایان جنگ جهانی اول ادامه داشت. در این مرحله لبنانی ها به ویژه مردان جوان که یا مجرد بودند یا خانواده های خود را به همراه نداشتند به آفریقا مهاجرت کردند. این افراد عمدتا به دلیل مشکلات اقتصادی از لبنان خارج شدند و بسیاری از آن ها با هدف کسب و کار و نه اقامت دائم، به مستعمرات فرانسه و بریتانیا در غرب آفریقا مهاجرت کردند. مرحله دوم مهاجرت لبنانی ها در محدوده زمانی بین جنگ جهانی اول و دوم رخ داد که در واقع آغاز مهاجرت لبنانی ها با هدف اقامت دائمی در غرب آفریقا بویژه مناطق تحت استعمار فرانسه بود؛ تسهیلات سفر و تشویق دولت فرانسه و عدم وجود دولت مستقل آفریقایی از جمله عوامل افزایش مهاجرت بود.

مرحله سوم از پایان جنگ جهانی دوم تا آغاز جنگ داخلی لبنان (1945-1975م) بود و این مرحله را می توان مهم ترین موج مهاجرت لبنانی ها به آفریقا دانست که در سطح گسترده انجام شد. آن ها از طیف های مختلف اجتماعی بویژه صاحبان کسب و حرفه های گوناگون به آفریقا مهاجرت کردند و تعداد زیادی از تحصیل کردگان و هنرمندان نیز به جمع آنان پیوستند. مرحله چهارم مهاجرت در طول جنگ داخلی لبنان (1975-1990م) اتفاق افتاد؛ در این مرحله تعداد مهاجران به بیش از هشتصد هزار نفر رسید که بخش کوچکی از آن به آفریقا مهاجرت کردند و بیشتر آن ها به کشورهای حاشیه خلیج فارس رفتند. مرحله پنجم مهاجرت لبنانی ها به آفریقا پس از پایان جنگ داخلی بود که اگرچه ثبات سیاسی و اقتصادی در داخل لبنان برقرار شد ولی کمبود فرصت های شغلی موجب گردید بسیاری از جوانان برای بدست آوردن زندگی بهتر مهاجرت کنند.

در این مرحله موج جدیدی از مهاجران لبنانی به غرب آفریقا رفتند به طوری که شمار آنان در ساحل عاج دو برابر شد و به نسبت کمتری تعداد آن ها در سنگال و سیرالئون و نیجریه افزایش یافت. یکی از نکات مهم در این موج مهاجرت، افزایش مهاجران شیعه جنوب لبنان بود که بیش از 90 درصد مهاجران جدید را تشکیل می دادند. شمار لبنانی ها در آستانه قرن بیست و یکم در کشورهای مختلف آفریقایی به این شرح بود: ساحل عاج 50 تا 100 هزار نفر، نیجریه 30 هزار نفر، سنگال 20 هزار نفر، آفریقای جنوبی 18 هزار نفر، گینه 4 تا 7 هزار نفر، گابون 1800 تا پنج هزار نفر، سیرالئون 6 هزار نفر، غنا 3 تا 5 هزار نفر، گامبیا 1500 تا 2 هزار نفر، بنین 1400 نفر، مالی 600 تا 1000 نفر، آفریقای مرکزی 1000 نفر، گینه بیسائو 200 تا 600 نفر، کامرون 500 نفر، توگو 400 نفر، نیجر 200 تا 500 نفر، گینه استوائی 300 نفر، تانزانیا 300 نفر و لیبریا 300 نفر.

مهاجران لبنانی در آغاز از وضعیت اقتصادی مناسبی برخوردار نبودند. بسیاری از آن ها فعالیت اقتصادی خود را با دست فروشی پارچه آغاز کردند، اما به سرعت در تجارت به موفقیت رسیدند. نخستین عرصه اقتصادی که لبنانی ها در آن موفق شدند منسوجات و خرید و فروش مواد اولیه کشاورزی نظیر کتان و روغن پالم بود. آن ها در طول جنگ جهانی اول از غیبت بازرگانان اروپایی استفاده کردند و توانستند موقعیت تجاری خود را تثبیت کنند. در سال های بعد از جنگ، رقابت گسترده ای میان بازرگانان لبنانی و اروپایی در غرب آفریقا جریان داشت و لبنانی ها توانستند در این رقابت اقتصادی، اروپایی ها را شکست دهند. برای نمونه در سال 1919م در شهر «تیس» سنگال پنجاه مرکز تجاری اروپایی در برابر یازده مرکز تجاری لبنانی وجود داشت، اما بیست سال بعد تنها یازده مرکز تجاری اروپایی در برابر دویست مرکز تجاری لبنانی فعالیت می کرد.

بافت دینی و مذهبی مهاجران لبنانی در مراحل مختلف متغیر بوده و بعضی تخمین ها در مرحله اول نشان می دهد که 66 درصد مهاجران مسلمان و 34 درصد مسیحی بوده اند، گرچه توزیع این جمعیت در کشورهای مختلف متفاوت بود، مثلا در سنگال و ساحل عاج اکثریت مطلق با مسلمانان به ویژه شیعیان جبل عامل بود در حالی که در مالی مسیحیان در اکثریت بودند. در گینه نیز بیش از 75 درصد مهاجران از شیعیان جبل عامل بودند. بطور کلی در مستعمرات انگلیسی تعداد مسیحیان بیشتر بود. در غنا نیمی از جمعیت مهاجران مسیحی بودند در حالی که نیمه دیگر نیز بیشتر از مسلمانان سنی و اقلیتی از شیعیان تشکیل می شد. در لیبریا شیعیان 25 درصد جمعیت مهاجران را تشکیل می دادند و مسیحی ها با 60 درصد اکثریت بودند. در نیجریه حدود 60 درصد لبنانی ها مسیحی بودند و حدود 90 درصد مسلمانان شیعیان بودند و در سیرالئون بنا بر تخمین دولت این کشور 80 درصد مهاجران مسلمانان بودند.

جامعه لبنانی های آفریقا به طور معمول به عنوان جامعه ای منزوی و محافظه کار شناخته می شوند. مهم ترین دلیل این انزوا، تفاوت های فیزیکی و اجتماعی است که بین آن ها و بومیان از یک سو و اروپایی های مقیم از سوی دیگر وجود دارد. لبنانی ها از همان آغاز ورود به آفریقا، جایگاه خود را بالاتر از بومیان می دانستند و با بهبود شرایط اقتصادی آنان، این احساس برتری در کنار بی اعتمادی به بومیان افزایش یافت.

همچنین اشاره شد بیشتر لبنانی هایی که در جریان جنگ داخلی لبنان به آفریقا مهاجرت کردند شیعیان بودند و این موج مهاجرت آن ها را در بسیاری از کشورها در اکثریت قرار داد. با این وصف بیشتر مهاجران و از جمله شیعیان از نظر اقتصادی و دینی وضع خوبی نداشتند و از نظر اجتماعی نیز به تدریج در جوامع آفریقایی استحاله شده و مرتکزات دینی و زبان عربی را به فراموشی می سپردند. این روند تاسف بار همچنان ادامه داشت تا این که امام موسی صدر در سال 1969 میلادی با هدف اطلاع یافتن از وضع لبنانی ها و ارتباط با دولتمردان به چند کشور غرب آفریقا و از جمله سنگال، ساحل عاج و سیرالئون سفر نمود. این سفر پر برکت نقطه عطفی در تاریخ حضور شیعه در آفریقا به شمار می آید و از آن پس شماری از روحانیان با هدایت وی به کشورهای غرب آفریقا وارد شدند و در آنجا سکونت گزیدند. آن ها پس از استقرار به تبلیغ دینی پرداختند و با کمک خیران لبنانی، ده ها موسسه دینی، مدرسه و حسینیه را در سنگال، ساحل عاج، بنین، نیجریه، گامبیا، گینه کوناکری و دیگر کشورهای غرب آفریقا تاسیس کردند. گاه آنان در یک منزل کوچک اجاره ای اقامه نماز جماعت می کردند و مراسم عزاداری سید الشهداء علیه السلام را برگزار می نمودند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تشکیل حزب الله، یک نهضت دینی در بین شیعیان لبنانی بوجود آمد و تعدادی از جوانان نیز جهت تحصیل علوم دینی به حوزه های علمیه ایران رفتند و پس از مراجعت به تبلیغ دینی پرداختند. حزب الله با تشکیل واحد تبلیغی توانست بسیاری از طلاب لبنانی را جذب کند و هم اکنون نیز در اکثر کشورهای آفریقایی که شیعیان لبنانی حضور دارند، روحانی مستقر از سوی حزب الله اعزام می شود.

یکی دیگر از برجسته ترین فعالیت های مذهبی شیعیان، اهتمام به برگزاری مراسم عاشورا در سطح گسترده و رسمیت بخشیدن به مذهب اهل بیت : در کشورهای آفریقایی بود که از جمله می توان به نقش بسیار مهم شیخ عبدالمنعم الزین در رسمیت بخشیدن شیعه به عنوان یک مذهب رسمی در سال 2002 میلادی در سنگال اشاره نمود؛ او خود نیز به عنوان خلیفه عام شیعیان به رسمیت شناخته شد (Leichman, 2006, 40) و در ردیف خلفای چهارگانه طرق صوفیه قرار گرفت. در مجموع فعالیت های مختلف این اقلیت شیعه نسبت به جالیه لبنانی ها مایه امیدواری و رضایت بخش است ولی متاسفانه حضور آنان در بین بومیان آفریقایی کم رنگ بوده و از نشر معارف اهل بیت علیهم السلام غفلت دارند، گرچه برخی افراد خیر کمک هایی می کنند و موجب قدردانی است.

 

منبع: کتاب «شیعه در آفریقا»، سید احمد سیدمرادی، بوستان کتاب، قم، 1399، ص 110- 105.