علل نشر معارف اهل بیت علیهم السلام در آفریقا(3)

  • کد خبر: 2830
  • منبع خبر: کتاب «شیعه در آفریقا»

خلاصه سومین علت از علل نشر معارف اهل بیت علیهم السلام در آفریقا، وجود خاندان هایی از سادات و شرفا است که بسیار مورد احترام مردم هستند.


عامل سوم: سادات و شرفاء

واژه شرفاء جمع شریف به معناى عالی مرتبه و دارای نسب شریف است و در اصطلاح مردم آفریقا معمولا در مورد خاندان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از نسل حضرت فاطمه علیها السلام و امام على علیه السلام و فرزندان آنها بخصوص امام حسن و امام حسین علیهما السلام به کار مى‏ رود. در گذشته شرفاء و سادات همواره از احترام و امتیازاتى ویژه از جانب حاکمان و مردمان سرزمین‏هایى که در آن‏ها زندگی می کردند، برخوردار بوده اند. امروزه نیز در بسیاری از مناطق شمال، شرق و غرب قاره آفریقا خاندان هایی از سادات زندگی می کنند که بسیار مورد احترام مردم هستند و حتی در بعضی از کشورها همچون سنگال، گامبیا، گینه بیسائو و مالی، مسیحیان هم برای سادات احترام قائلند و جهت رفع مشکلات خود و طلب دعا نزد آن ها می روند.

در باره علت مهاجرت سادات به آفریقا، دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. برخی بر این باورند که نقطه شروع هجرت سادات از زمان حکومت امویان و سختگیری های آن ها بود که بسیاری از آنان به مناطقی از ایران و آفریقا هجرت کردند، گرچه اوج این هجرت در زمان عباسیان بود. آن ها چون علویان را رقیب خود می دانستند با تمام قوا به آزار و تعقیب ایشان برخاستند و در نتیجه تعداد زیادی از علویان ناچار به آفریقا مهاجرت کردند. بنابر این فرار از ستم خاندان های اموی و عباسی، از انگیزه های نخست آنان در مهاجرت به سرزمین های دور دست بوده است. پژوهشگران و مورخان، هواداران زید بن علی علیه السلام را نخستین مهاجران شیعه به آفریقا می دانند. آن ها پس از شکست قیام زید، تحت تعقیب حکام اموی قرار گرفتند و به ناچار به سواحل شرقی آفریقا مهاجرت کردند و در سواحل نزدیک موگادیشو سکونت گزیدند. سپس آنها توانستند بر کانال های تجاری دریای سرخ مسلط شوند و دیگر فراریان از چنگ بنی امیه و مهاجران را تحت حمایت خود قرار دهند. شیعیان زیدی که در بین محلی ها به اموزیدیج معروف بودند، اسلام و محبت اهل بیت : را با تبلیغات و فعالیت های دینی خود در حبشه و شرق آفریقا گسترش دادند و تا 200 سال کنترل منطقه را در دست داشتند؛ برخی از این شیعیان در اوایل عهد عباسی به ماداگاسکار مهاجرت کردند و با اهالی آنجا وصلت کردند.

بعضی از شرفاء با انگیزه نشر تعالیم اسلام در مناطق مختلف شرق و غرب آفریقا، در بین بت پرستان و انمیست ها ساکن شدند و با ایجاد روستاها و دهکده هایی به نام خود، مردم را به دین اسلام و اهل بیت : دعوت کردند. آن ها به تدریج در سراسر آفریقا پراکنده شدند و علامت خاصی هم نداشتند تا این که عمامه سبز برای اولین بار در زمان سلطان زین الدین شعبان بن حسین بن حمد بن قلاون در مصر استفاده شد. محمد بن إیاس در بدایع الزّهور می نویسد: سلطان (شعبان بن حسین) در سال 773ق دستور داد همه سادات و اشراف در عمامه های خود نوارهای سبزی قرار دهند تا از دیگران متمایز گردند. این فرمان با هدف تعظیم جایگاه آن ها صادر گردید و در قاهره جار زده شد و اشراف نیز از آن اطاعت کردند.

مهاجرت سادات به مصر نقش مهمی در گسترش محبت اهل بیت علیهم السلام داشت و نسل عظیمی از سادات که در دوره فاطمیان بر شمارشان افزوده شد، اشراف نامیده شدند. آن ها اغلب از حرمین شریفین به مصر آمدند و خانواده های بزرگی را تشکیل دادند. بخشی از علایق شیعی مردم مصر و محبت آنان به اهل بیت علیهم السلام در نتیجه این مهاجرت ها شکل گرفت. اشراف مصر دارای دستگاه نقابت بودند و امروز نیز به رغم پراکندگی آنان همچنان نقیب دارند. جالب این که یکی از شهرهای جنوبی به نام الاشراف از توابع استان قنا، تاکنون سید نشین باقی مانده است. امروزه شماری از سادات جعافره در جنوب مصر در استان اسوان زندگی می کنند که برخی آنان را منتسب به امام جعفر صادق علیه السلام و برخی منسوب به جعفر بن ابیطالب می دانند.

در مغرب دورترین نقطه‏ شمال آفریقا‏، تعداد زیادى از شرفا و سادات زندگى مى‏کنند. آن ها در قرن دوم به مراکش مهاجرت کردند و نقش مذهبى و سیاسى مهمّى داشتند و اولین حکومت شرفاى مراکش یعنی دولت ادریسیان را بنیاد نهادند. بیشتر شرفاى مغرب از نسل امام حسن مجتبی علیه السلام و فرزندان ادریس اول و پسرش ادریس دوم‏اند. ادریس دوم هفت پسر داشت، پنج تن از آنان که پراکنده شدند عبارتند از: 1- عمر که فرزندان او بر جَبَل‏العَلَم و سپس بر تلمسان حکومت کردند. این‏ها همان شرفاى حمودى هستند که چند سال در اسپانیا خلافت قُرطُبه را در اختیار داشتند و سپس در مالِقه حکومت یافتند (414 ـ 407ق). 2- قاسم که پسرش یحیى در جُوطه، واقع در غرب مراکش، بر وادى سَبو مستقر شد و جدّ تمام شرفاى جُوطى (جُوطیّون) فاس بود. موضوعى که باید مورد توجه قرار گیرد عِمْرانیان‏اند که به عنوان نقیبان حاکمیت داشتند و مخالف مرینى‏ها (نیمه‏ دوم قرن 9ق) بودند. 3- عیسى بنیان‏گذار شرفاى دبّاغیون که در قرن 4ق با حسن‏بن غَنُّون به حوالى قُرْطُبه مهاجرت نمودند و بعد از تسلط مسیحیان به سَلا و فاس برگشتند. 4- محمد که دو پسر داشت: یحیى، جدّ شرفاى کَتّانیون که در مِکْناسه و سپس در فاس (نیمه دوم قرن 10ق) ساکن شدند و على که چند شاخه از شرفا به او مى‏رسند. 5- عبداللّه‏ که فرزندان او، با عنوان اَمغاریّون در شمال مراکش مستقر شدند. او دو پسر داشت که بعد به مراکش آمدند: الف: جعفر نیاى شرفاى سوس. ب: موسى‏الجَوْن که شرفاى قادرى (قادریّون) به واسطه‏ عبدالقادر الجیلانى، بنیان‏گذار قادریه، از نسل او هستند. این گروه از شرفا در پایان قرن 9 قمرى / 15 میلادى در فاس ساکن شدند.

اعضاى اصلى سلسله‏ صوفیان شاذلیه نیز از شرفا هستند؛ عبدالسلام‏بن مَشیش الحسنى شریف ادریسى از بنى محمدبن ادریس تا پایان حکومت موحدون رییس آنان بود. می گویند: جانشین او ابوالحسن على‏بن عبداللّه‏ الشاذلى که نامش را به فرقه داد، نیز یک شریف ادریسى مانند اغلب شرفاى جَبَل العَلَم بود. در کنار تمام این شرفاى حسنى که در مراکش، خصوصا در فاس حضور داشتند، دو گروه از شرفاى حسینى، از طریق امام موسى کاظم‏7 را هم باید ذکر کرد. این‏ها شرفاى صقلیون هستند.

سادات اتیوپی نیز به شرفا شهرت دارند و مناطقی که سادات آن کشور در آن ساکن هستند، عبارتند از: 1- منطقه ولو شهر عرگوبا در شمال اتیوپی. به این شهر عرگوبا می گویند زیرا زمانی که مسلمانان صدر اسلام به رهبری جعفر طیار به حبشه هجرت کردند، به این منطقه وارد شدند و امروزه بسیاری از شرفا و سادات در آن سکونت دارند. 2- منطقه کمیسه که در جوار منطقه عرگوبا است و سادات زیادی در این منطقه زندگی می کنند.

شیخ احمد ابراهیم، رئیس طریقه قادریه اتیوپی معتقد است بسیاری از سادات که در اتیوپی سکونت دارند، بعد از شهادت امام حسین علیه السلام به این کشور هجرت کرده اند. شجره نامه سادات اتیوپی را نیز می‌توان به دو شاخه تقسیم کرد: الف: شاخه اول از فرزندان امام علی ابن ابیطالب علیه السلام. ب: شاخه دوم معروف به اسقلیم واژه‌ای امهری که به معنای برادران علی ابن ابیطالب 7 است. شاخه اول که فرزندان امام علی علیه السلام هستند نیز به سه گروه تقسیم می‌شوند: 1- سادات حسنی. 2- سادات حسینی. 3- سادات زیدی. مریدان حضرت علی اکبر و علی اصغر8نیز در اتیوپی ساکن هستند و به «اده کبیر» و «اصغری» معروف اند. اده کبیر واژه ای به زبان تیگرای و نام قبیله‌ای در منطقه تگیرای (شمال اتیوپی) است که از مریدان حضرت علی اکبر هستند؛ اسغری (اصغری) نیز نام قبیله‌ای از مریدان حضرت علی اصغر است. این دو گروه در منطقه گندار (شمال اتیوپی) و عفار (شمال شرقی) اتیوپی زندگی می کنند.

همچنین در شهر «هرار» (شرق اتیوپی) شماری از سادات با احترام زندگی می‌کنند که به شریف شهرت دارند، علاوه بر این که همه ساکنان منطقه گوراگه (منطقه مرکزی اتیوپی) معروف به عبریت نیز از سادات و شرفا هستند. تعدادی دیگر از سادات اتیوپی در شهر باله در شرق این کشور زندگی می کنند و مقبره صوفی مشهور اتیوپی به نام شیخ حسین نیز در آن واقع است. وی هاشمی است و نسبش به امام حسن و امام حسین علیهما السلام برمی‌گردد. مضاف بر این که جمون­گو یکی از پادشاهان منطقه ولو در شمال اتیوپی از سادات و شرفا بوده و اکنون نیز شیخ احمد ابراهیم شریف رئیس طریقه قادریه اتیوپی، خود را از نوادگان جمون‌گو  می‌داند. در منطقه سومالی لند (شرق اتیوپی) و کشور سومالی (مرز مشترک اتیوپی و سومالی) نیز سادات و شرفا حضور گسترده‌ای دارند.

سادات و شرفا در سودان نیز حضور برجسته ای دارند و نقش مهمی در گسترش محبت اهل بیت علیهم السلام داشته اند. پیشینه پیدایش آن ها در سودان به دوره فاطمیان در مصر و ادریسی ها در مغرب بر می گردد. سادات ادریسی، مراغنه و عریکین از مهم ترین گروه های شرفا در این کشور هستند. سادات آل الزاکی که جدشان به سید اسحاق الموتمن فرزند امام صادق علیه السلام و جده شان سیده نفیسه می رسد، نیز در این کشور حضور دارند. بسیاری از  این سادات در اثر فشاری که پس از سقوط فاطمیان بر دوستداران اهل بیت علیهم السلام در مصر وارد آمد، به این کشور مهاجرت کرده اند.

همچنین یکی از مهم ترین عوامل گسترش محبت اهل بیت علیهم السلام در دیگر کشورهای آفریقایی از جمله نیجریه، موریتانی، گینه کوناکری، تونس، سنگال و مالی، وجود سادات و شرفاء در آن مناطق است که برای اطلاع بیشتر می توان به بخش دوم همین کتاب مراجعه نمود.

 

منبع: کتاب «شیعه در آفریقا»، سید احمد سیدمرادی، بوستان کتاب، قم، 1399، ص 97- 102.