علل نشر معارف اهل بیت علیهم السلام در آفریقا(2)

  • کد خبر: 2828
  • منبع خبر: کتاب «شیعه در آفریقا»

خلاصه علمل دوم: تصوف و طریقت های صوفیه نقش مهمی در پذیرش، گسترش و حفظ اسلام در سراسر آفریقا داشته اند.


عامل دوم: تصوف و طریقت های صوفیه

تصوف در میان مسلمانان آفریقا از جایگاه ویژه ای برخوردار است و بسیاری از شخصیت های مهم اجتماعی و مذهبی به طریقت های مختلف صوفیه تعلق دارند؛ به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران، این طریقت ها نقش مهمی در پذیرش، گسترش و حفظ اسلام در سراسر آفریقا داشته اند. صوفیان توانسته اند نوعی پیوند معنوی را در جوامع آفریقایی پدید آورند و نقش مهمی را در زندگی مردم بازی کنند. آن ها در دوران معاصر نیز در مقابله با استعمارگران، تفکرات غربی و افراط گری وهابیان بسیار تاثیرگذار بوده اند. با چنین زمینه ای است که اسلام در آفریقا گرچه با فقه اهل سنت شناخته می شود اما در کلام به شیعه بسیار نزدیک است و محبت اهل بیت علیهم السلام در دل و جان مردم این قاره نفوذ کرده است. ازین رو در شناخت عوامل محبت اهل بیت علیهم السلام در آفریقا، نمی توان از طریقت های مختلف صوفیه غفلت نمود.

ارتباط تصوف و محبت اهل بیت علیهم السلام

عرفان و تصوف از همان آغاز از روایات اهل بیت علیهم السلام و معارف شیعی تاثیر پذیرفت و این تاثر باعث شد تصوف که در بستر فقه اهل سنت شکل گرفته بود، به فرهنگ شیعه نزدیک شود. بحث ارتباط تشیع و تصوف از مسائل مورد توجه و مهم در بین عرفان پژوهان و شیعه پژوهان است و بارها از نظر ماهوی و تاریخی مورد بحث قرار گرفته است. از نظر ماهوی بررسی ارتباط بین مبانی و عقاید و آرای صوفیه و عرفا با معارف و حقایق عرفان شیعه مورد توجه است و از منظر تاریخی پیوندهای شیعه و صوفیه در طول تاریخ و تعامل این دو با هم بررسی شده است. در این رابطه سه دیدگاه کلی و متناقض مطرح گردیده که نظریه های تضاد و تباین کلی این دو جریان، تطابق و همخوانی مطلق و تاثیر و تاثر متقابل بین آن ها را شامل می شود. در این میان نظریه های تضاد و انطباق کامل این دو چندان قابل دفاع نیست ولی مسئله تاثیر و تاثر مورد قبول اکثر پژوهشگران قرار گرفته است.

شیعه در گرایش به زهد پیشقدم بود و در تکوین زهدی که منجر به تصوف شد نیز شرکت داشت. امام سجاد، امام باقر و امام صادق علیهما السلام از پیشروان زهد به شمار می آمدند و زید بن علی و پیروان او نیز به پشمینه پوشی شهرت داشتند. رهبران قیام های مهم شیعه مانند یحیی بن عبدالله که در دوران هارون عباسی خروج کرد، محمد بن قاسم که در 219ق قمری قیام نمود و علی بن محمد خراسانی و ابراهیم بن محمد بن یحیی که در سال 256ق در مصر شوریدند نیز همگی صوفی لقب یافتند.

اویس قرنی از پیروان امام علی علیه السلام و از زاهدان شیعی تاثیر زیادی بر سلسله های صوفیه داشت، چنان که عطار نیشابوری در تذکره الاولیاء فصلی کامل را به شرح احوال او اختصاص داده است و یا کمیل بن زیاد چنان جایگاه والایی در فرقه های تصوف دارد که فرقه هایی چون روزبهانیه سلسله شجره خود را از طریق وی به علی علیه السلام می رسانند.

بعضی از صوفیان در تاسی به پیامبر صلی الله علیه و آله به فرزندان آن حضرت و امامان شیعه نیز اظهار ارادت می کردند. بایزید بسطامی از ترس مخالفان به عنوان سقا چند سالی ملازم امام صادق علیه السلام شد و از معارف آن حضرت کسب فیض کرد. شقیق بلخی پس از مشاهده کرامات امام موسی بن جعفر علیه السلام از گناهان توبه نمود و از محضر ایشان بهره برد و فیروزان پدر معروف کرخی به دست امام رضا علیه السلام مسلمان شد و سال ها دربان و ملازم آن حضرت بود و از معارف ایشان بهره برد. بایزید و شقیق و معروف به علت حقایق و معارفی که از آن امامان کسب کرده بودند و به دیگر زهاد و عباد تعلیم می دادند، زهد و عبادت را با معارف مخصوصی درآمیختند که در دوره بنی امیه سابقه نداشت. مهم ترین دلیل، کتاب مصباح الشریعه است که احادیث امام جعفر صادق علیه السلام را در بر دارد و هنگامی که شقیق بلخی ملازم امام موسی بن جعفر علیه السلام بود، به دستور آن حضرت یکی از خواص اهل علم که احادیث مذکور را ضبط کرده بود، به شقیق بلخی سپرد و شقیق نیز آن ها را برای اهل معرفت و تصوف بیان می کرد.

هر چند محبت به اهل بیت پیامبر علیهم السلام و اعتقاد به فضایل آنان در بین همه فرق اسلامی غیرقابل انکار است اما صوفیه در این محبت و اعتقاد نزدیکی بیشتری به شیعه دارند. در واقع تفاوت واضحی در این مسئله میان فقها و متکلمین اهل سنت با عرفا و صوفیه اهل سنت مشاهده می شود به گونه ای که این مسئله باعث تردید در تسنن عرفا و مشایخ نخستین صوفیه حتی در میان اهل سنت گردیده است. در نگاه دیگر صوفیه در تاثیر پذیری از اهل بیت علیهم السلام یکسان نبوده و بسته به منطقه جغرافیایی، سلسله و طریقت عرفانی، نوع مذهب فقهی و ویژگی های شخصیتی صوفیان متفاوت بوده است. صوفیان برخی مناطق مانند کوفه تاثیر عمیق تری از تعالیم اهل بیت علیهم السلام گرفته اند در حالی که برخی گرایش ها و سلسله ها مانند نقشبندیه جنبه های سنی گری قوی تری دارند. شافعیان تاثیر بیشتری از حنابله گرفته اند و افراد با تعصبات کلامی حدیثی مانند خواجه عبدالله انصاری، ابوالقاسم کرکانی، خواجه یوسف همدانی و ابوحامد غزالی بهره کمتری از تعالیم اهل بیت علیهم السلام برده اند، اما در مقابل صوفیان با تعصبات مذهبی کمتر مثل ابوسعید ابوالخیر، خرقانی، حلاج و عین القضات استفاده بیشتری کرده اند.

افزون بر حب اهل بیت علیهم السلام و اعتقاد به فضایل آنان، برخی از صوفیان برای ائمه علیهم السلام بخصوص امام علی علیه السلام جایگاه ویژه علمی و قطبیت عرفانی و حتی گاه وجودی قائل هستند. صوفیه گرچه در فضای اعتقادی اهل تسنن رشد کرده ولی در مورد جایگاه علمی و معنوی و فضایل اهل بیت علیهم السلام به ویژه در مباحث ولایت، حجت و انسان کامل به نظر شیعیان تمایل پیدا کرده اند و حتی در برخی موارد می توان نظر آنان را همان نظر و دیدگاه شیعیان دانست. نهج البلاغه امام علی علیه السلام با استقبال بسیار خوب شافعی مذهبان که بسیاری از مشایخ صوفیه منتسب به آنند، روبرو شده است و رجوع به نهج البلاغه و مطابقت اندیشه های امیرالمومنین علیه السلام با دیدگاه های صوفیان و عرفا دو جریان فکری و عملی بسیار مشابه را نشان می دهد.

زهد و عبادت امام سجاد علیه السلام، ژرفای علم الهی امامان باقر و صادق علیه السلامو وارستگی امام رضا علیه السلام مورد توجه ویژه حلقه های صوفی بود به گونه ای که پس از ورود امام رضا علیه السلام به ایران، به مرور صوفیان اهل شجره خرقه و سلسله روحانی خود را از طریق مشایخ به علی بن موسی الرضا علیه السلام و پدران او و در نهایت به پیامبر می رساندند. در جای جای تفاسیر عرفانی صوفیه مانند حقایق التفسیر سلمی و عرائس البیان روزبهان بقلی و دیگر تفاسیر صوفیه، کلمات و تاویلات اهل بیت علیهم السلام به خصوص امام صادق علیه السلام به چشم می خورد. در مقدمه دو تفسیر عرفانی یاد شده سلمی و روزبهان بقلی، کلام امام صادق علیه السلام درباره سطوح باطنی قرآن و مخاطبان آن را به عنوان مبنای کار و مصحح تاویلات و تفاسیر خود از آیات قرار داده اند. تمسک به این دست روایات اهل بیت علیهم السلام در بسیاری دیگر از کتب تفسیری عرفانی نیز به چشم می خورد.

یکی از بهترین شواهدی که نشان از نگاه ویژه صوفیه به اهل بیت علیهم السلام و تاثیر پذیری عمیق آن ها از تعالیم معنوی آن بزرگواران دارد، این است که همه سلسله های صوفیه (حدود بیست و پنج سلسله کلی) به استثناء نقشبندیه که انتساب خود را به خلیفه اول می رسانند، سلسله طریقت و ارشاد خود را به امام علی: منتسب می کنند.

یکی دیگر از زمینه های نفوذ تشیع در تصوف، پدید آمدن جریان «فتوت» بود. همگام با گسترش تصوف و پیدایش طبقات صوفیه، آرام آرام طبقه ای در تصوف شکل گرفت که اعضاء آن هرچند در پیوند وثیق با اشخاص محوری طبقات بودند اما چندان اهل گوشه نشینی و چله نشینی در خانقاه ها نبودند و رسالت عمده خود را در ارتباط با اقشار مختلف مردم می دانستند. فتی ها به تدریج فرقه فرقه شدند و هر فرقه ای آداب و مناسکی پیدا کرد. در این میان اکثریت آن ها به یک خودآگاهی خاصی رسیده بودند که در نتیجه ریشه و اساس تاریخی خود را به امام علی علیه السلام می رساندند. گرایش عمومی گروه های فتوت به حضرت علی علیه السلام به عنوان ریشه و اساس تاریخی شان، باعث شد تا خصلت ها و ویژگی های حضرت علی علیه السلام در بیرونی ترین لایه های تصوف (فتوت) وارد شود و این موضوع یکی از مهم ترین ورودی های نفوذ معارف شیعی در تصوف بود.

یکی دیگر از نقاط مشترک تصوف و تشیع مسئله ولایت است. آنان شخص كامل و واصل به حق را ولي الله مي‌نامند و به ولایت او اعتقاد دارند. هدایت معنوی و ولایت مورد توجه صوفیان و شیعیان است گرچه آنان  درباره مفهوم ولایت و مصادیق ولی اختلاف نظر دارند. ابن خلدون درباره تاثیر پذیری صوفیان از شیعیان در بحث امامت می نویسد: «متصوفه به قطب و ابدال اعتقاد پیدا کردند و گویی آن ها در این عقیده از مذهب رافضیان درباره امام و نقیبان تقلید کردند و اقوال شیعیان را با عقاید خود درآمیختند و در دیانت مذهب ایشان را اقتباس کردند و در آن فرو رفتند، به حدی که مستند طریقت خود را در پوشیدن خرقه ای قرار دادند که علی علیه السلام آن را بر حسن بصری پوشانیده و از وی عهد با التزام طریقت گرفته بود و این خرقه و طریقت به عقیده آنان از حسن بصری به جنید یکی از مشایخ آنان رسیده است».

 

گسترش تصوف و محبت اهل بیت علیهم السلام در آفریقا

تصوف در طول تاریخ، در همه مراحل ورود و بسط و حفظ اسلام در آفریقا نقشی اساسی داشته و مدارک و شواهد بسیاری در منابع تاریخی برجای مانده است. بسیاری از صوفیان مهاجر، اسلام را با رنگ و بوی تصوف تبلیغ می کردند؛ آنان هر گاه با کاروانی سفر می کردند و برای تجارت یا استراحت توقف می نمودند، نماز خود را به جماعت می خواندند. این عمل بر ساکنان محلی تاثیر بسیاری می گذاشت و مردم آفریقا را به آیین آن ها علاقمند می کرد و سپس مبلغان صوفی عقاید و اصول اسلام را به آنان می آموختند. برخی از مبلغان اولیه زندگی خود را وقف این هدف کردند و با وجود سختی های بسیار، عمر خود را در مناطق مختلف آفریقا سپری کردند. مرشدان و شیخان به دلیل اعمال ریاضت گونه و فضل و دانش بالای خود، علاوه بر نیروی الهی که در اصطلاح «بَرَکه» خوانده می شود، گاه کرامات و اعمال خارق العاده ای از خود ظاهر می کردند که سبب التیام دردها و آلام مریدان می گردید و آنان میانجی بین خداوند و مریدان در نظر گرفته می شدند. این امر که ریشه در باورها و سنت های کهن قبیله های گوناگون آفریقایی دارد، همواره با استقبال فراوان مسلمانان مواجه شده و به نوعی تلفیق دهنده تعالیم اسلامی با سنت های بومی آفریقایی است که موجب جذب بسیاری از پیروان آیین های سنتی آفریقا به فرقه های صوفیه شده است.

سرزمین مصر یکی از نخستین کانون های تصوف در آفریقا بود. مهاجرت بسیاری از صحابه و تابعین به ویژه فرزندان اهل بیت علیهم السلام به مصر نقش مهمی در گرایش مصریان به زهد و عبادت داشت، به ویژه این که آرامگاه آنان به زیارتگاه تبدیل شد و بسیاری را برای تبرک جستن، عبادت و خلوت گزینی به خود جلب کرد. در قرن دوم قمری نیز افزون بر نوادگان پیامبر صلی الله علیه و آله و از همه ارجمندتر سیده نفیسه که از اعقاب امام حسن علیه السلام بود، شمار دیگری از زاهدان در مصر زندگی می کردند. در پی آن سلاطین حاکم بر مصر از جمله ایوبیان، مملوکان و عثمانیان از فرق صوفیه حمایت کردند و به همین دلیل در حال حاضر تعداد فرقه های صوفیه در مصر بیش از هفتاد فرقه برآورد می شود.

امروزه یکی از مهم ترین مراسم صوفیان مصر که حکایت از محبت آن ها به اهل بیت علیهم السلام دارد، اقبال گسترده آنان به مراقد اهل بیت علیهم السلام، از جمله مرقد سیده نفیسه است که از مهم ترین پایگاه های تصوف در مصر به شمار می رود. در این میان مهم ترین نماد اجتماعی طریقت های صوفیان مراسم موالید اهل بیت علیهم السلام است که در طول سال و با حضور انبوه پیروان آن ها و دیگر علاقمندان برگزار می شود. این مراسم از چنان شور و هیجانی برخوردار است که علاوه بر صوفیان، دوستداران سنی مذهب اهل بیت علیهم السلام و گاه قبطیان مسیحی نیز در آن حضور می یابند. براساس آمار شورای عالی صوفیان، همه ساله حدود هشتاد مراسم موالید اعم از مولد پیامبر صلی الله علیه و آلهو خاندان ایشان و یا اقطاب و اولیاء صوفی در مصر برگزار می شود. از مهم ترین موالید صوفیان مصر میلاد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، میلاد امام حسین علیه السلام و حضرت زینب علیها السلام است که طریقت های صوفی به برگزاری آن اهتمام دارند.

در سال 1395ش در سومین نشست بزرگ اسلامی مصر که توسط صوفیان فرقه «ناصریه شاذلیه» به مناسبت سالروز ورود سر مبارک امام حسین علیه السلام به مصر برگزار شد، مشاور تبلیغاتی این فرقه با تاکید بر برگزاری این مراسم گفت: ما بر این باوریم که محبت یک موهبت الهی است که خداوند در قلب هرکه بخواهد جای می دهد و اگر کسانی می خواهند ما را به محبت اهل بیت علیهم السلام متهم کنند، ما به این اتهام افتخار می کنیم. همچنین دکتر محمد یحیی الکتانی استاد فقه و حدیث و تصوف الازهر در سخنان خود اظهار کرد: سخن گفتن از محبت جان و دل صوفیان را ربوده است و ما بر این باوریم که محبت پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام در شرع و عقل و عرف بر تمام مسلمانان واجب است؛ چراکه قرآن کریم می فرماید «قل لا أسألکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی» و دلیل وجوب عقلی محبت اهل بیت این است که کمترین چیزی که ما می توانیم به پیامبر صلی الله علیه و آله هدیه کنیم این است که اهل بیت علیهم السلام ایشان را دوست بداریم و علاوه بر این هر طبع سلیمی اهل بیت علیهم السلام را دوست دارد. وی افزود: «هر طبع سلیمی حسن علیه السلام و حسین علیه السلام و تمام اهل بیت علیهم السلام را دوست دارد و برگزاری جشن ورود سر مبارک امام حسین علیه السلام به مصر توسط مردم مصر نشانه وجود محبت اهل بیت علیهم السلام در قلوب این مردم است و من به حاضران توصیه می کنم که این محبت را به عمل تبدیل کرده و در زندگی خود نیز به اهل بیت علیهم السلام اقتدا کنند».

تصوف در مغرب اسلامی نیز که شامل بخش هایی از مراکش، الجزایر و تونس امروزی بود، به ویژه در دوران مرابطون و موحدون گسترش زیادی یافت. این دوران را می توان سرآغاز شکل گیری زاویه ها، گسترش و تحول مکاتب عرفانی مغرب به شمار آورد. واژه مرابطون از رباط اشتقاق دارد و در واقع مرابطون گروهی از پیروان طریقتی خاص بودند که در رباط ها به عبادت و ورزش های جنگی می پرداختند. حکومت موحدون نیز ریشه صوفیانه داشت، ابن تومرت که خود را خلیفه اول موحدون نامید، با ادعای مهدویت بر جای مرابطون نشست و با ساخت مدارس و مساجد بسیار، فضای فرهنگی مناسبی برای شکوفایی تصوف ایجاد کرد.

 

طریقت های صوفیه در غرب آفریقا نیز به دست بربرها گسترش یافتند و امروزه قادریه و تیجانیه دو فرقه مهم صوفیان در این منطقه به شمار می آیند. محبت اهل بیت علیهو السلام در میان تیجانی ها بسیار برجسته است و بنیان گذار این طریقت، سید احمد التیجانی در کتاب احزاب و اوراد در باب الصلاه النرجسیه، توسل به ائمه اطهار علیهم السلام را چنین به نظم در آورده و می گوید:

هم حسن ثم الحسین و نجله                 علی الذی زان العباده بالزهد

و باقر علم و هو والد جعفر                      ابوالکاظم القرم الهمام بلاجحد

علی الرضا ثم الجواد محمد                     علی التقی و العسکری ابوالمهدی

و سیدنا المهدی الذی سوف ینجلی          به ظلمات الجور و الزیغ عن حد.

علاوه بر آن بسیاری از ادعیه و اذکار طریقت تیجانیه از اهل بیت علیهم السلامگرفته شده است و آنان این ادعیه و اذکار را در مواقع مختلف قرائت می کنند. در سال 2002م در بزرگ ترین گردهمایی پیروان این طریقت در شهر مذهبی تیواون سنگال که بسیاری از شیوخ و شخصیت های سیاسی و میهمانان خارجی حضور داشتند، شیخ عبدالعزیز سی مرد قدرتمند و سخنگوی تیجانیه، آشکارا تمایل خود به تشیع را اعلام کرد. بسیاری از مستبصران نیز در کشورهای غرب آفریقا از پیروان طریقت تیجانیه هستند و گاه بعضی از شیوخ بزرگ این طریقت به مذهب اهل بیت علیهم السلام روی آورده و به دنبال آن برخی از هواداران آنان نیز شیعه شده اند.

طریقت شاذلیه قدیمی ترین طریقت در شرق آفریقا است که تا پیش از سال 1850م رواج زیادی در جزیره زنگبار داشت و در اواخر قرن نوزدهم میلادی از کشور کومور وارد زنگبار و سپس تانزانیا شد. موسس این طریقت در شرق آفریقا، شیخ محمد بن ابوبکر آل هنزوانی بود که در کومور زندگی می کرد و به دلیل برخی فعالیت های خود در اواخر دهه 1880م از مجمع الجزایر کومور به زنگبار تبعید شد و به تدریج زمینه گسترش نسبی این طریقت را در زنگبار و سپس نواحی داخلی تانزانیا فراهم آورد. شاذلیه پس از آغاز فعالیت خلیفه حسین بن محمود کیلوایی از شیوخ بزرگ شاذلیه، در اوایل قرن بیستم جان تازه ای گرفت و در سایه اقدامات خستگی ناپذیر وی تا دورافتاده ترین مناطق تانزانیا و اوگاندا راه یافت. اکثر پیروان این فرقه هم اکنون در زنگبار، کیلوا، لیندی، تابورا، مومباسا و جینجا زندگی می کنند.

طریقت قادریه در حال حاضر مهم ترین طریقت صوفیه در شرق آفریقا است. پیشینه این طریقت در این منطقه به اواسط قرن نوزدهم میلادی و ورود چند تن از شیوخ بزرگ از جمله شیخ اویس بن محمد سومالیایی به زنگبار باز می گردد. وی که از بزرگان قادریه به شمار می رفت، در سال 1870م به دعوت سلطان زنگبار به این جزیره سفر کرد و در مدت اقامت خود در زنگبار سلسله مراتب خاصی را برای طریقت خود وضع کرد و هوادارن بسیاری را جذب این طریقت نمود. سید عمر القلطین نیز نقش مهمی در معرفی و گسترش قادریه در شرق آفریقا ایفا نمود به طوری که برخی از منابع مدعی شده اند قادریه به دست او از براوه سومالی در قرن نوزدهم به شرق آفریقا راه یافته است. برخی منابع نیز شیخ احمدشاه قادری بخاری از اهالی کوتچ هندوستان موسوم به باوا را نخستین فردی می دانند که این طریقت را به مسلمانان تانزانیا معرفی کرد. قادریه در اواخر قرن نوزدهم و از سال 1880م به بعد مناطق وسیعی از تانزانیای امروزی را تحت پوشش خود قرار داد و بسیاری از مسلمانان بومی کنیا و تانزانیا بین محدوده زنگبار تا کیلوای امروزی و مومباسا تا لامو و مالیندی به این طریقت پیوستند. از سال 1905م به بعد زاویه های قادریه به تدریج در تابورا و اوجیجی نیز احداث شد و این طریقت به مناطق جنوبی اوگاندا نیز راه یافت.

تصوف در سودان نیز رواج بسیاری دارد. در این کشور دین اسلام رنگ تصوف دارد و مردم نسبت به شیوخ  خود ایمان قلبی دارند. طریقت های مختلف در سراسر سودان حضور دارند و طبق نظر برخی از پژوهشگران حدود چهل طریقت در این کشور فعالیت می کنند. طریقت شاذلیه نخستین طریقت صوفیه است که توسط الجزولی معروف به شریف حمد ابودنانه در سودان انتشار یافت. دومین مرحله از گسترش تصوف در سودان به اوایل قرن نوزدهم میلادی بر می گردد که طریقت های ادریسیه و سمانیه و تیجانیه وارد این کشور شدند.

همچنین اعتقاد به ولایت اولیاء الهی که مشترک بین صوفیان و شیعیان است، زمینه ساز نفوذ اندیشه مهدویت از تشیع به تصوف شد. آموزه مهدویت در طریقت های صوفیانه آفریقا به شدت تاثیر گذاشت و نقش موثری در تاریخ سیاسی این قاره ایفا نمود. ابن خلدون که منتقد جدی بحث مهدویت است، به تفصیل در باره این اندیشه در میان صوفیان آفریقایی پرداخته و معتقد است «کتب اسماعیلیان و نیز کتب صوفیان متاخر همه اش درباره فاطمی منتظر است که آن ها را بر یکدیگر املا می کنند و از همدیگر فرا می گیرند ... کسانی که ازین گروه متصوفه متاخر بیش از دیگران در امر فاطمی سخن گفته اند عبارتند از ابن العربی، حاتمی در کتاب عنقای مغرب و ابن قسی در کتاب خلع النعلین و عبدالحق بن سبعین و شاگردش ابن ابی واطیل که در شرح کتاب خلع النعلین در این باره گفتگو کرده است. این مورخ پس از بیان نظرات بزرگان صوفیه در موضوع مهدویت، درباره دیدگاه صوفیان معاصر خود می گوید «اما متصوفه همزمان ما، بیشتر آنان به ظهور مردی اشاره می کنند که تجدید کننده احکام مذهب اسلام و مراسم حق خواهد بود و ظهور او را در اوقاتی تعیین می کنند که نزدیک به عصر ماست، بعضی از آنان می گویند از نسل فاطمه علیها السلام است و برخی وی را به خاندان خاصی اختصاص نمی دهند و ما این رای را از گروهی از آنان شنیده ایم که بزرگتر ایشان ابویعقوب بادسی سرور اولیای مغرب است».

فرجام سخن این که اندیشه مهدویت از طریق فاطمیان مصر به صوفیه رسید و بعد صوفیان مبلغ عقیده مهدویت در آفریقا شدند. آنها با ادعای مهدویت، نهضت های اجتماعی و سیاسی بزرگی را در آن قاره بوجود آوردند که از جمله می توان به حکومت مرابطون در شمال آفریقا، دولت محمد احمد بن عبدالله (مهدی) در سودان، عثمان دان فوده در نیجریه، فرقه لائینیه در سنگال و دیگر مدعیان در سومالی و کامرون اشاره نمود. امروزه جایگاه اهل بیت علیهم السلام در نزد صوفیان آفریقا چنان برجسته است که سیاستمداران مخالف و افراطیان اهل سنت می ترسند که تشیع به وسیله تصوف در آفریقا نفوذ کند. در این راستا مصاحبه های مختلفی با شیوخ صوفی در رسانه ها انجام می شود و رابطه تصوف و تشیع مورد سوال قرار می گیرد که اغلب شیوخ با ذکر این نکته که آن ها نیز به اهل بیت علیهم السلاماحترام می گذارند، اعلام می کنند که با شیعه مرزبندی های روشنی دارند و نفوذ شیعه را رد می کنند.

 

منبع: کتاب «شیعه در آفریقا»، سید احمد سیدمرادی، بوستان کتاب، قم، 1399، ص 96- 85.