علل نشر معارف اهل بیت علیهم السلام در آفریقا(1)

  • کد خبر: 2825
  • منبع خبر: کتاب «شیعه در آفریقا»

خلاصه اولین عامل از عوامل نشر معارف اهل بیت علیهم السلام در آفریقا، تشکیل حکومت های شیعی است.


تعالیم شیعه از همان آغازین سال های ظهور اسلام به آفریقا راه یافت و وجود نقاط مشترک فراوان در مذهب شیعه و سیره اهل بیت علیهم السلام، موجب جذابیت آن برای مردم این قاره گردید. همچنین مردم آفریقا در طول تاریخ همواره مورد ستم ظالمان و استعمارگران قرار گرفته و راه نجات خود را در تعالیم اهل بیت علیهم السلام که همان اسلام ناب محمدی است، می دیدند؛ انتشار اندیشه مهدویت در شمال، شرق و غرب آفریقا و تاثیر گسترده آن در جوامع مصر، مغرب، سودان، سنگال و دیگر کشورهای آفریقایی نیز در همین راستا قابل تفسیر و تبیین است. با این رویکرد مردم آفریقا فوج فوج به مذهب اهل بیت علیهم السلام گرایش پیدا کرده و تعالیم شیعه را بر گزیده اند. این امر مهم نظر بسیاری از اندیشکده های اسلامی و غربی و سیاستمداران موافق و مخالف را به خود جلب نموده و آنان تلاش گسترده ای را در کنکاش و یافت علل آن آغاز کرده اند. ما نیز در این فصل با نگاهی تاریخی و دقیق، علاوه بر عامل جذابیت تعالیم شیعه، به برخی از عوامل خارجی و مهم گسترش تشیع و محبت اهل بیت علیهم السلام در آفریقا اشاره می کنیم.

عامل اول: تشکیل حکومت های شیعی در آفریقا

یکی از مهم ترین عوامل نشر معارف اهل بیت علیهم السلام در آفریقا، تشکیل حکومت های شیعی است. از آغاز فتح شمال آفریقا به دست مسلمانان به دلیل دور بودن این نواحی از مرکز حکومت، خلفای اموی و عباسی تسلط چندانی بر آن نداشتند و همین امر زمینه مناسبی برای فعالیت مخالفان به ویژه شیعیان و خوارج را در این مناطق پدید آورد. همچنین حضور قبایل بربر که از آغاز با سلطه خلفای عرب بر سرزمین های خود مخالف بودند، سبب شد مخالفان خلافت در بین بربرها هواداران زیادی داشته باشند، به همین دلیل جنبش های شیعی در این منطقه فعال شدند و سرانجام دو دولت بزرگ ادریسیان و فاطمیان را در شمال آفریقا تشکیل داده و نقش مهمی در ترویج محبت اهل بیت علیهم السلام در بین مسلمانان آفریقا ایفا کردند.

حکومت ادریسیان نخستین تجربه ای است که فرزندان اهل بیت علیهم السلام موفق شدند دولت مهمی را در شمال آفریقا تاسیس کنند. در دوران هادی عباسی جمعی از نوادگان امام حسن مجتبی علیه السلام قیام بزرگی را در مدینه علیه عباسیان برپا کردند و مکه را نیز به کنترل خود درآوردند اما دیری نپایید که در منطقه فخ از عباسیان شکست خوردند و بسیاری از آنان نیز به شهادت رسیدند. یکی از بازماندگان این قیام ادریس بن عبدالله بود که ابتدا به مکه و سپس به شمال آفریقا گریخت و در سال 172ق وارد شهر ولیلی شد و مورد استقبال بربرهای محب اهل بیت علیهم السلام قرار گرفت.

دعوت ادریس به سرعت در بین بربرها گسترش یافت و او با قوای خود نواحی مغرب دور را یکی پس از دیگری به تسلیم و فرمان خود درآورد و در کمتر از یک سال دولتی بزرگ در مغرب دور پدید آورد که تا سال 375ق بر بخش های مهمی از مراکش امروز حکومت می کرد.

ادریسیان نقش مهمی در گسترش محبت اهل بیت علیهم السلام در میان قبایل بربر ایفا نمودند. مهم ترین عامل پذیرش ادریس اول در مغرب، انتساب او به اهل بیت علیهم السلام بود و امیران ادریسی همواره با عنوان فرزند رسول الله صلی الله علیه و آله مورد خطاب قرار می گرفتند. ادریس اول با توجه به اهمیت این موضوع همواره در مناسبت های مختلف به ویژه در نامه ها و خطبه هایش قرابت خود با اهل بیت علیهم السلام را گوشزد می کرد. او در یکی از سخنرانی ها پس از حمد و ثنای الهی گفت: «من ادریس بن عبدالله بن حسن بن علی بن ابیطالب علیه السلام هستم. رسول خدا صلی الله علیه و آله و علی بن ابیطالب علیه السلام اجداد من اند، حمزه سیدالشهدا و جعفر طیار عموهای من اند، خدیجه صدیقه و فاطمه بنت اسد جده های من اند و فاطمه بنت رسول خدا صلی الله علیه و آله و فاطمه بنت حسین علیها السلام مادران من اند. حسن و حسین علیهما السلام که پیشوای نسل پیامبرانند پدران من و محمد و ابراهیم فرزندان پاک عبدالله هدایت شده، برادران من اند». او در نامه ها و خطبه ها تاکید می کرد: «به یاری فرزند پیامبرتان که مظلوم واقع شده و مورد ظلم و ستم قرار گرفته و غمگین و رانده و سرگردان گشته برخیزید و ظالمان ستمگر را نابود کنید ... از روزی بترسید که در برابر محمد صلی الله علیه و آله قرار بگیرید و از او درخواست شفاعت و ورود به حوض کوثر نمایید. به خدا قسم کسی که در جهت به قتل رساندن و هلاکت ما تلاش و کوشش نماید، از آب کوثر نمی نوشد و مورد شفاعت ما قرار نمی گیرد، پس پیامبرتان را یاری کنید و از اهل بیت او در مقابل دشمنان محافظت نمایید».

از مضمون این سخن می توان استنباط کرد که ادریس از موقعیت ویژه علویان در میان بربرها آگاهی یافته و به عشق و علاقه وافر آن ها به خاندان پیامبر6پی برده بود. بهره برداری ادریس از انتساب به خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله تا بدان درجه اهمیت داشت که وی تنها خود را مستحق دستیابی به حکومت شرعی می دانست و خلافت عباسی و حکومت های دیگر فرق اسلامی را تهی از مشروعیت معرفی می کرد. ادریس و جانشینان او که به مرکز جذب دوستداران اهل بیت علیهم السلام تبدیل شده بودند، از یک سو با آمیزش و ایجاد پیوند خویشاوندی با بربرها، بقاء و استمرار حکومت خود را تضمین نمودند و از سوی دیگر دعوتی آرام و پیوسته و صلح آمیز برای انتشار افکار اعتدالی را آغاز کردند.

درباره مذهب ادریسیان چند نظریه وجود دارد و برخی بر این باورند که آنان شیعه بودند و در سکه هایی که به دست آمده عبارت ادریس، الله، محمد و علی ضرب شده است. علاوه بر آن تصریح مورخان قدیم چون ابن خلدون و پژوهشگرانی چون جرجی زیدان، نشان از تشیع آن ها دارد. البته برخی معتقدند ادریسیان اهداف سیاسی را بر گسترش اصول شیعه و تعصب عربی در مغرب ترجیح می دادند.

ادریس اول چه در دوران دعوت و چه پس از آن که موفق به برپایی حکومت شده بود، صراحتا از اعلام مذهب خاصی از جمله مذهب تشیع به عنوان مذهب رسمی خودداری کرد، زیرا اولا او بیش از آنکه اهداف مذهبی را تعقیب نماید، در پی اهداف سیاسی بود. ثانیا حامیان دعوت علویان در مغرب اعتقادات متفاوتی داشتند و او برای دستیابی به اهداف مورد نظر خود، به حمایت همه اقشار جامعه بربر نیاز داشت و در صورت اعلام رسمی مذهب خود، چه بسا حمایت بسیاری از آن ها را از دست می داد و نمی توانست به اهداف مورد نظر خود دست یابد.

ادریسیان با توجه به شرایط سیاسی اجتماعی مغرب کوشیدند به جای تاکید بر تشیع، به تعمیق نفوذ اسلام در میان قبایل بربر همت گمارند. آن ها برای گسترش اسلام، عالمان دینی که بسیاری از آن ها از علمای اهل تسنن بودند را به سوی خود جذب کردند و در سایه حکومت آن ها علوم اسلامی در مغرب رونق گرفت و فاس کانون جدیدی برای گسترش اسلام شد. ادریسیان بر قدر مشترک عقاید مسلمانان یعنی نشر محبت اهل بیت علیهم السلام تمرکز کردند و حسن سلوک آن ها با مردم غرب آفریقا و مهاجرت بسیاری از سادات حسنی به مناطق تحت حکومت آن ها در مغرب و در نتیجه نقل سینه به سینه فضایل امام علی علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام در میان مردم، تاثیر زیادی در ایجاد محبت نسبت به امام علی علیه السلام و خاندان ایشان گذاشت. نتیجه این تلاش ها به گسترش محبت اهل بیت علیهم السلام در میان مردم غرب آفریقا انجامید که تا به امروز همچنان ادامه دارد.

پس از ادریسیان، فاطمیان مهم ترین دولت شیعی شمال آفریقا را در سال 297ق در قیروان پایه گذاردند و در سال 358ق با تصرف مصر دامنه قدرت خود را گسترش دادند و تا سال 567ق با اقتدار حکومت کردند. خلفای فاطمی اگرچه منتسب به اسماعیلیه یکی از شاخه های انحرافی تشیع بودند، اما نقش مهمی در گسترش محبت اهل بیت علیهم السلام در شمال آفریقا به ویژه مصر داشتند. دولت فاطمی در فضای مناسبی که ادریسیان برای محبان اهل بیت علیهم السلام در میان قبایل مغرب ایجاد کرده بودند قدرت گرفتند. قبایل کتامه که یکی از نخستین گروه هایی بودند که به فاطمیان پیوستند پیش از آغاز دعوت اسماعیلیه به تشیع گرایش یافته بودند.

ابوعبدالله شیعی به دلیل دعوت به مذهبی منسوب به امام علی علیه السلام در میان قبایل کتامه جایگاه ویژه ای یافت و با ادعای پیروی از مهدی آل محمد علیه السلام، مردم را به تلاش برای استقرار حکومت حق و اجرای عدل و قسط و مساوات در سایه تشکیل سپاهی مقتدر دعوت کرد؛ این شعارها با تمایلات شیعی کتامه و آرمان های حق طلبانه و عدالت خواهانه آن ها هماهنگی داشت. ابوعبدالله به خطیبان جوامع در رقاده و قیروان فرمان داد در خطبه های نماز بر پیامبر صلی الله علیه و آله و خاندان ایشان امیرالمومنین علی، امام حسن، امام حسین و فاطمه زهرا علیهم السلام صلوات بفرستند و عبارت «حی علی خیر العمل» را به اذان اضافه کنند. او سکه هایی با عبارت های شیعی مانند «بلغت حجه الله» ضرب کرد و به بزرگان کتامه دستور داد مردم را به مذهب تشیع دعوت کنند.

عبیدالله مهدی نخستین خلیفه فاطمی در صبح دومین روز ورودش به رقاده توقیعی به خطبای رقاده و قیروان نوشت و دستور داد که بعد از صلوات بر محمد صلی الله علیه و آله  و علی7 و حسن7 و حسین7 و فاطمه3 بر او با ذکر ادعیه معین درود بفرستند و به این شکل پیوند خود با اهل بیت پیامبر علیهم السلام را مورد تاکید قرار داد. در دوران حکومت عبیدالله بعد از نماز مردی که «شریف» خوانده می شد با عده ای از داعیان اسماعیلی در مسجد می نشست و مردم را به تشیع دعوت می کرد.

جوهر فاتح فاطمی مصر تغییرات مذهبی و اداری مهمی را برای انتقال خلافت فاطمی از مغرب به مصر انجام داد، از جمله این اقدامات بنای شهر قاهره و تاسیس نهادهای مذهبی شیعی در این شهر بود. او کوشید شعایر مذهبی شیعیان را به اجرا گذارد از جمله آنکه عبارت «حی علی خیرالعمل» در اذان مساجد مصر خوانده شد. پس از تثبیت قدرت فاطمیان در مصر خلیفه المعز لدین الله به مصر آمد. او به برپایی مناسبت های مذهبی شیعی اهمیت زیادی می داد و بزرگداشت عید غدیر خم و برگزاری جشن وصایت امام علی علیه السلام از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله در مصر از زمان او آغاز شد. مناسبت دیگری که مورد توجه قرار گرفت روز عاشورا بود؛ به فرمان او در عاشورای سال 363ق بازارها و مغازه ها تعطیل شدند و شیعیان به عزاداری و نوحه سرایی برای امام حسین علیه السلام پرداختند. علاوه بر این مناسبت هایی چون میلاد پیامبر صلی الله علیه و آله، علی بن ابی طالب، امام حسن، امام حسین و فاطمه زهرا علیهم السلام نیز مورد توجه قرار گرفتند و فاطمیان هر ساله در این روزها جشن هایی برگزار می کردند. این بزرگداشت ها در گرایش مردم مصر به فاطمیان موثر واقع شد زیرا آن ها نیز که به اهل بیت علیهم السلام علاقه داشتند، اجرای این مراسم را در راستای تکریم خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله می نگریستند و در آن ها شرکت می کردند.

مسجد جامع الازهر در چارچوب سیاست مذهبی فاطمیان و برای تبلیغ تشیع ساخته شد. ساخت این مسجد در 24 جمادی الاول سال 359ق آغاز گردید و در 7 رمضان 361ق، پایان یافت. در ماه رمضان همان سال، نخستین نماز جمعه توسط خلیفه المعزّلدین الله در آن اقامه شد و بدین ترتیب پایدارترین یادگار سلسله فاطمی و یکی از قدیمی ترین مراکز علمی جهان اسلام تاسیس گردید، هر چند پس از سقوط فاطمیان ماهیت شیعی آن تغییر یافت. با ضعف تدریجی قدرت خلفا و ظهور وزیران قدرتمند سنی مانند صلاح الدین ایوبی، به تدریج جایگاه آموزه های شیعی در دولت فاطمی کمرنگ شد و سرانجام با سقوط دولت فاطمی و سرکوب شدید شیعیان، گسترش تشیع در شمال آفریقا متوقف گردید.

 

نقش ایرانیان در گسترش تشیع در شرق آفریقا

ایرانیان شیرازی در قرن چهارم هجری قمری در شرق آفریقا دولت قدرتمندی تشکیل داده و آثار فرهنگی پایداری در این منطقه بر جای گذاشتند. براساس مستندات و شواهد تاریخی که چند منبع قدیمی شرق آفریقا نیز آن ها را تایید می کند، آنان در دوره حاکمیت آل بویه بر مناطقی از ایران، از شیراز به شرق آفریقا مهاجرت کرده اند، البته در منابع دوره آل بویه و بعد از آن هیچ اشاره ای به این مهاجرت نشده و موثق ترین منابعی که درباره این مهاجرت وجود دارد، وقایع نامه کیلوا به زبان های عربی و سواحیلی و ترجمه پرتغالی وقایع نامه کیلوا است.

بنا بر نوشته وقایع نامه عربی کیلوا سرسلسله شیرازیان مهاجر سلطان حسن بن علی از نسل شاهان ایران است که در آن دوره در شیراز حکومت می کرده است. ترجمه پرتغالی وقایع نامه عربی کیلوا نیز از سرسلسله شیرازی ها با عنوان سلطان علی بن حسین یاد می کند که پدر وی سلطان حسین حاکم شیراز بوده و او پس از مرگ پدر با هفت کشتی رهسپار آفریقا شده است. شیرازی ها پس از استقرار در کیلوا و سایر مناطق ساحلی و جزایر شرق آفریقا به تدریج به استحکام متصرفات خود پرداختند و سپس گسترش تمدن و فرهنگ اسلامی و ایرانی در بین بومیان مناطق خویش را در زمره اهداف خود قرار دادند و در این زمینه به دستاوردهای درخشانی نائل آمدند. در تمام این مدت که نزدیک به پانصد سال طول کشید، کیلوا همواره موقعیت ممتازی داشت و به عنوان پایتخت پادشاهی شیرازی ها شناخته می شد.

مهم ترین اثر سکونت مهاجران شیرازی در مناطقی مانند کیلوا، پمبا، زنگبار، مافیا، مالیندی و لامو گسترش دین اسلام در این مناطق بود و با توجه به این که شیراز در آن عهد تحت تسلط حکام آل بویه شیعه مذهب بود، می توان نتیجه گرفت که شیرازیان اکثرا شیعه بوده و تلاش هایی نیز برای رشد و توسعه دین اسلام و مذهب تشیع انجام داده اند. آن ها با ایجاد ارتباط اقتصادی و زناشویی با بومیان، دین اسلام را به تدریج و با ملایمت در بین بومیان نشر دادند. در نتیجه این امر و روی آوردن مسلمانان به اسلام، سواحل شرق آفریقا رنگ و بوی اسلامی خاصی به خود گرفت. ظاهرا در آن زمان گروهی از سیاهان نیز به تبعیت از شیرازیان به تشیع گرویده بودند اما پس از اضمحلال دولت شیرازی ها و روی کار آمدن پرتغالی ها و سپس اعراب عمانی، این شیعیان که اطلاعات اندکی از تشیع داشتند کم کم آن را به فراموشی سپردند و نظیر دیگر سیاهان مسلمان به تسنن و مذهب شافعی در آمدند.

در دوره معاصر نیز ایرانیان دیگری به شرق آفریقا مهاجرت کردند، از جمله شهرزاد بیگم نوه دختری فتحعلی شاه در سال 1847م همزمان با به سلطنت رسیدن ناصرالدین شاه قاجار به عقد سلطان سعید درآمد و در زنگبار اقامت گزید. او چند سالی در زنگبار بود تا آنکه به علت نازا بودن از سلطان سعید طلاق گرفت و به ایران بازگشت. او در طی مدت اقامت خود در زنگبار خدماتی را ارائه کرد و حمام های ایرانی کیدیچی از آثار مهم باستانی این جزیره، به دستور او و با مصالح ایرانی ساخته شد.

کلبعلی خان افشار دیگر شخصیت ایرانی بود که به زنگبار آمد. او در دوره سلطنت ناصرالدین شاه یکی از فرماندهان ارتش ایران بود که به استخدام سلطان مجید عمانی در آمد و در سال 1870م به ریاست کل نیروهای نظامی عمان در زنگبار برگزیده شد. پس از او کلبعلی خان تا زمان مرگش (1880م) در خدمت سلطان برغش بود و با احترام در قبرستان شیعیان دفن گردید. کلبعلی خان اولین سنگ بنای تشکیل اقلیتی شیعه مذهب را در زنگبار بنا نهاد و در طول سال های اقامت خود در زنگبار خدمات زیادی برای شیعیان انجام داد، از جمله با وقف قطعه زمینی برای دفن شیعیان، قبرستانی را در زنگبار بنا نهاد که خود و سربازان و طلاب شیعه ایرانی و عراقی پس از مرگ در آن مکان به خاک سپرده شدند. همچنین حسینیه ای قدیمی در زنگبار وجود دارد که به آن امامباره «دوازده امام» می گویند. این حسینیه پیشتر مسجد اباضی ها (خوارج) بود که در جوار مسجد شیعیان کنونی قرار داشت و اندک شیعیان موجود از کلبعلی خان خواهش کردند سلطان برغش را راضی کند تا مسجد را در اختیار شیعیان قرار دهد که در نتیجه تلاش های او این اتفاق افتاد. امروزه این حسینیه که طبقه دیگری نیز بر روی آن احداث شده است، از جمله آثار باستانی متعلق شیعیان به شمار می آید.

از دیگر اقدامات ژنرال کلبعلی خان این بود که به یکی از افسران خود دستور داده بود در هنگام اذان « اشهد ان امیرالمومنین علی ولی الله » را قرائت کند و محافظانی قرار داده بود تا مخالفان اقدامی علیه این موذن انجام ندهند. مسجدی قدیمی و متروکه نیز در جوار قبرستان قدیمی شیعیان وجود دارد که بر لوح سنگی وضوخانه آن به انگلیسی نوشته شده است «این مسجد را کربلائی علی خان رئیس جنگی که اینجا بوده تاسیس کرده است». همچنین چاه آبی در جزیره اونگوجا زنگبار منسوب به وی است و هنوز برخی از مردم روستا در هنگام برداشتن آب، از اقدام کلبعلی در حفر این چاه به نیکی یاد می کنند. کلبعلی خان در سال 1292ق از دنیا رفت و به دستور سلطان در مقبره باشکوهی دفن گردید که اکنون خراب شده است (همو، 228). دیگر ایرانی بارزی که خدماتی برای ایرانیان و شیعیان زنگبار انجام داد، احمد بن نعمان بود که چند سال پس از درگذشت کلبعلی خان وارد زنگبار شد و مدت زمانی را در این جزیره سپری کرد؛ او با اجازه از سلطان عمانی وقت، حسینیه المطعم را در زنگبار احداث کرد.

در اواخر قرن نوزدهم نیز شماری از علمای ایرانی با هدف گسترش مذهب اهل بیت علیهم السلام به زنگبار که مرکز شیعیان خوجه بود، مهاجرت کردند. از جمله می توان به سید عبدالحسین مرعشی شوشتری از علمای ایرانی ساکن نجف اشاره کرد که در سال 1885م در پی درخواست گروهی از شیعیان خوجه اثنی عشری از آیت الله مازندرانی، عازم آن جزیره شد و تا پایان عمر (1905م) به معرفی و تبلیغ مذهب اهل بیت علیهم السلام در میان بومیان مجمع الجزایر زنگبار همت گماشت. او اولین عالم شیعه مهاجر به شرق آفریقا بود که با ورود خود عصر نوینی را در تبلیغ مذهب تشیع در این منطقه آغاز کرد.

پس از درگذشت او سیدحسین حبیب الله شوشتری پسرخوانده و داماد وی به دستور آیت الله میرزا خلیل رهسپار زنگبار شد و به تبلیغ مذهب شیعه پرداخت. او از سال 1905م تا سال 1945م که از دنیا رفت، روحانی و عالم برجسته شیعیان زنگبار بود و هدایت دینی آنان را بر عهده داشت. سیدمهدی شوشتری پسر او نیز از روحانیان برجسته شیعه ایرانی در زنگبار بود. او تحصیلات مقدماتی را نزد پدربزرگ خود سپری نمود و برای ادامه تحصیل رهسپار نجف شد. سیدمهدی پس از چند سال به زنگبار برگشت و علاوه بر تدریس علوم اسلامی به تالیف و ترجمه کتاب های اسلامی همت گماشت. او در زمینه تاسیس سازمان تبلیغی بلال مسلم میشن نیز با شیعیان خوجه اثنی عشری همکاری و چند سال مسئولیت سردبیری مجله این سازمان «صدای بلال» را بر عهده داشت؛ سیدمهدی شوشتری در سال 1997م در شهر دبی درگذشت. همچنین چند عالم دیگر ایرانی در دهه های 1950 و 1960م برای تبلیغ تشیع وارد زنگبار شدند؛ یکی از آن ها سید محمدحسین ناشرالاسلام بود که هنوز برخی از نواده های وی در زنگبار زندگی می کنند. این علمای ایرانی نقش مهمی در رشد و توسعه شیعه در زنگبار ایفا نمودند و هنوز هم شیعیان از آنان با خیر و نیکی یاد می کنند.

ادامه دارد...

 

منبع: کتاب «شیعه در آفریقا»، سید احمد سیدمرادی، بوستان کتاب، قم، 1399، ص 85- 75.