اسلام در شرق و جنوب آفریقا

  • کد خبر: 2820
  • منبع خبر: کتاب «شیعه در آفریقا»

خلاصه همزمان با گسترش اسلام در غرب آفریقا، این دین در شرق آفریقا نیز از طریق مهاجرت و تشکیل دولت های اسلامی رواج یافت.


همزمان با گسترش اسلام در غرب آفریقا، این دین در شرق آفریقا نیز از طریق مهاجرت و تشکیل دولت های اسلامی رواج یافت. در تاریخ به برخی از مهاجرت های اعراب مسلمان به سواحل شرق آفریقا اشاره شده است و اولین مهاجرت سازمان یافته اعراب مسلمان به این منطقه در اواخر قرن اول هجری رخ داد که برخی از افراد قبیله ازد عمان رهسپار شرق آفریقا شدند. در اوایل قرن دوم نیز شماری از شیعیان زیدی از ترس خلفای اموی به شرق آفریقا مهاجرت کردند و در محدوده ای میان موگادیشو کنونی تا حوالی جزیره لامو سکونت گزیدند.

مهاجرت ایرانیان شیرازی به سواحل و جزایر شرق آفریقا در قرن چهارم هجری را می توان یکی از بزرگ ترین و سازمان یافته ترین مهاجرت گروهی مسلمانان به شرق آفریقا دانست. این ایرانیان با مهاجرت به این منطقه و استقرار در آن به تدریج با توسعه فرهنگی، مدنی و اجتماعی این مناطق به عنوان مبلغان و توسعه دهندگان اسلام در بخش وسیعی از باریکه ساحلی و جزیره های شرق آفریقا به نقش آفرینی پرداختند. وقایع نامه کیلوا مهم ترین متن تاریخی درباره این مهاجران است که یک نسخه عربی و یک ترجمه پرتغالی آن باقی مانده است. طبق این کتاب ها شیرازی ها به رهبری سلطان علی بن سلیمان شیرازی با هفت کشتی از ایران به شرق آفریقا آمدند. آن ها مدتی در سواحل سومالی و در منطقه ای به نام شونگووایا اقامت کردند و بعد به شهر بندری کیلوا در تانزانیا رفتند و آن را به تصرف خود درآوردند؛ سپس قلمرو خود را در جزایر و سواحل شرق آفریقا گسترش دادند و نقش مهمی در توسعه فرهنگی و اقتصادی منطقه ایفا نمودند.

ابن بطوطه در زمان ابوالمظفر حسن یکی از سلاطین شیرازی به کیلوا سفر کرده است و می نویسد: «سادات از عراق و حجاز و نواحی دیگر به درگاه او روی می آورند ... سلطان کلوا مردی است فروتن که با درویشان می نشیند و با آنان غذا می خورد و مردمان متدین و شریف را بسیار بزرگ می دارد. او درباره مردم شهر نیز می نویسد: «اهالی شهر چون با کفار زنگی در یک منطقه زیست می کنند، مردمانی جنگاور و مجاهد می باشند که غالبا متدین و صالح و پیرو مذهب شافعی هستند».

از اوایل قرن شانزدهم استعمارگران اروپایی به تدریج وارد سواحل شرق آفریقا شدند. آغازگر استعمار آفریقا پرتغالی ها بودند که از سال 1484م در تلاش برای رسیدن به هند و شرق دور در سواحل آفریقا به اکتشاف پرداختند. دولت های هلند، انگلستان، فرانسه، آلمان و بلژیک نیز به تدریج در جستجوی مستعمرات جدید به آفریقا آمدند. در قرن شانزدهم و هفدهم میلادی تمرکز اصلی اروپایی ها بر ایجاد مراکز تجاری در نواحی ساحلی و جزایر آفریقا بود، اما در قرن هجدهم تصرف کامل آفریقا مورد توجه اروپایی ها قرار گرفت و به رقابت خونینی برای فتح سرزمین های بیشتر در این قاره انجامید. اوج این رقابت ها کنفرانس برلین در سال 1884م بود که در عمل به تقسیم آفریقا بین دولت های استعمارگر انجامید به دنبال این کنفرانس کشورهای اروپایی با خشونت و وحشی گری تمام به مناطق مختلف آفریقا حمله کردند به طوری که در آستانه جنگ جهانی اول به جز اتیوپی و لیبریا، تمام قاره آفریقا بین هفت کشور انگلستان، فرانسه، آلمان، پرتغال، ایتالیا، بلژیک و اسپانیا تقسیم گردید. 

ورود استعمارگران به آفریقا دو تاثیر متضاد بر گسترش اسلام در این قاره داشت. نخستین تاثیر سقوط و نابودی دولت های اسلامی در شرق و غرب آفریقا بود که به شدت به جایگاه مسلمانان در قاره سیاه لطمه وارد کرد. نخستین دولتی که قربانی وحشی گری اروپاییان شد، دولت شیرازی ها در شرق بود که در سال 1502م با حمله وحشیانه پرتغالی ها به کیلوا و کشتار مسلمانان سقوط کرد. حکومت اعراب عمانی در زنگبار و حکومت های اسلامی شمال و غرب آفریقا نیز یکی پس از دیگری قدرت سیاسی خود را از دست دادند. همچنین حضور اروپایی ها زمینه ورود گسترده مسیونرهای مسیحی به مناطق مختلف آفریقا را فراهم آورد.

با این وجود استعمارگران ناخواسته زمینه گسترش اسلام در آفریقا را نیز فراهم آوردند. این گسترش تحت تاثیر دو عامل اصلی اتفاق افتاد، نخست مهاجرت تعداد زیادی از مسلمانان از هندوستان و کشورهای عربی به قاره آفریقا و دوم تسهیل دسترسی مبلغان مسلمان به نواحی داخلی آفریقا. استعمارگران به ویژه انگلیسی ها تعداد زیادی از مسلمانان هندوستان را برای انجام پروژه های استعماری مانند راه آهن سراسری شرق آفریقا یا انجام امور اداری مستعمرات خود به شرق و جنوب آفریقا کوچ دادند. این مهاجرت ها تاثیر بسزایی در گسترش اسلام در این نواحی داشت و جنوب آفریقا بیش از سایر نقاط از این مهاجرت ها متاثر شد. شیخ یوسف موسس و پایه گذار اسلام در آفریقای جنوبی در سال 1694م توسط انگلیسی ها به این کشور تبعید گردید و در منطقه فوره ساکن شد و به تبلیغ اسلام بین بومیان و بردگان پرداخت. وی چندین کتاب دینی نوشت که اکنون در دانشگاه لیدن نگهداری می شود و مسلمانان ساکن شهر کیپ تاون از این تالیفات بهره برداری می کنند.

در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی، انگلیسی ها هزاران نفر کارگر هندی را به آفریقای جنوبی فرستادند که بخش قابل توجهی از آن ها مسلمان بودند و بعدها صدها نفر از اعراب مسلمان زنگباری را نیز برای کار در کشتی های انگلیسی به دوربان بردند. همچنین در سایه روابط تجاری استعماری بین غرب و جنوب آفریقا، شماری از مسلمانان سنگال و مالی نیز به آفریقای جنوبی رفتند و به تجارت پرداختند. یکپارچه شدن سرزمین های آفریقایی و ایجاد زیرساخت های حمل و نقل، امکان مهاجرت مسلمانان به نواحی داخلی و جابجایی راحت تر مبلغان اسلامی در مناطق وسیع تحت کنترل استعمارگران انگلیسی در شرق و فرانسوی ها در غرب آفریقا را فراهم آورد. علاوه بر این که ورود مهاجران لبنانی در غرب آفریقا نیز نفوذ مسلمانان در اقتصاد این مناطق را تعمیق کرد.

ورود طریقت های صوفیه و گسترش سریع آن ها در آفریقا، آخرین مرحله مهم گسترش اسلام در این قاره بزرگ را رقم زد بگونه ای که در سال های پایانی قرن نوزدهم و دهه های نخستین قرن بیستم، موجی از گرایش به اسلام صوفیانه در آفریقا به راه افتاد و تصویر اسلام در این قاره را دگرگون کرد. پیشینه حضور تصوف در شمال آفریقا به قرن های اول اسلامی برمی گردد و از قرن چهارم به بعد نیز در بخش هایی از غرب آفریقا گسترش یافتند که مهم ترین نمود آن تشکیل دو دولت مهم صوفیه مرابطون در قرن یازدهم و خلافت سوکوتو در اوایل قرن نوزدهم میلادی در غرب آفریقا بود. همچنین در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم با ظهور شیوخ معروف صوفیه، گرایش به تصوف در آفریقا افزایش چشمگیری یافت.

شیخ اویس بن محمد سومالیایی از بزرگان طریقه قادریه در سال 1870م به دعوت سلطان زنگبار به این جزیره سفر کرد و به همت او قادریه در اواخر قرن نوزدهم و از سال 1880م به بعد در مناطق وسیعی از تانزانیا و کنیا گسترش یافت. این طریقت در اوایل قرن بیستم به بخش هایی از آفریقای مرکزی از جمله کنگوی دمکراتیک، رواندا و بوروندی راه یافت و از 1905م به بعد در جنوب اوگاندا نیز هوادارانی پیدا کرد.

شاذلیه دیگر طریقت صوفیه بود که به همت محمد بن ابوبکر معروف به شیخ احمد از اواخر قرن نوزدهم به سرعت در شرق آفریقا رواج یافت. همچنین شیخ احمد التیجانی در اواخر قرن هجدهم میلادی طریقت تیجانیه را بنیان گذارد که با تلاش مبلغانی چون الحاج عمرتال و شیخ ابراهیم نیاس در  قرن نوزدهم به سرعت در کشورهای غرب آفریقا مانند سنگال، مالی، چاد، کامرون، گینه و سودان گسترش یافت. علاوه بر این در همین دوران ده ها فرقه کوچک دیگر نیز در آفریقای جنوب صحرا ظهور کردند و پیروانی به دست آوردند.

 

منبع: کتاب «شیعه در آفریقا»، سید احمد سیدمرادی، بوستان کتاب، قم، 1399، ص 73- 69.