آشنایی با فرهنگ اتیوپی

  • کد خبر: 2561
  • منبع خبر: خبرگزاری رسا

خلاصه در شمال غربی اتیوپی، جمعیتی در حدود 500 نفر که توسط مردی به نام زومرا نورو محمد جمع شده و محلی را به نام آرامبا تأسیس کرده‌اند.


آرامبا، یک آرمان شهر در اتیوپی

روستای آرامبا در اتیوپی، یک جامعه کاملاً مستقر و با سبک زندگی خارق العاده، که در آن روحیه اجتماعی و مشورت و آزادی مذهب دموکراسی و دوری از اضطراب جزو ساختارهای آن است.

در شمال غربی اتیوپی، جمعیتی در حدود 500 نفر که توسط مردی به نام زومرا نورو محمد جمع شده و محلی را به نام آرامبا تأسیس کرده‌اند.

جامعه آرامبا خودکفا است و چهار اصل را سرلوحه زندگی در این جامعه قرار داده است و همه بدان پایبند هستند. این اصول عبارتند از: احترام به برابری زنان و مردان، احترام به حقوق کودکان، مراقبت از سالمندان و نهایتا ممنوعیت انجام کارهای بد و نادرست در جامعه قوانینی است که مردمان این جامعه بدان اعتقاد داشته و طبق آن رفتار می کنند. ضمنا  بعدها قانون جدیدی نیز به چهار اصل بالا اضافه شد و آن پذیرش این موضوع است که همه افراد جامعه اعم از زن و مرد با یکدیگر  خواهر و برادر می باشند.

درآمد مردم این جامعه عمدتاً از بافندگی و کشاورزی تامین می شود اعضای این جامعه مطابق توانایی های خود کار می کنند و  وظایف مختلفی از قبیل بافندگی، مزرعه داری، رسیدگی به امور سالمندان، نگهبانی و غیره را به اشتراک می گذارند و تمامی سود حاصل از انجام این فعالیت ها به طور مساوی بین اعضا در پایان سال صرف نظر از جنسیت و یا توانایی افراد بطور مساوی میان همگان تقسیم می شود.

سابقاً تمام افراد جامعه زیر درختی که یک تخته سیاه کوچک بر آن نصب بود جمع می شدند و آموزش می دیدند ولی سالها است این کار متوقف شده، چرا که مردم در این جامعه برای خود مهد کودک و مدرسه ساخته اند و همه کودکان به مهدکودک ساخته شده می روند تا قبل از ورود به دبستان با ارزش های جامعه خود آشنا شوند، همچنین برای افراد مسن نیز، محلی برای نگهداری از ایشان یا به اصطلاح خانه سالمندان ساخته شده است.

علاوه بر این زنان در این جامعه صرفا مسؤول انجام وظایف خانه نیستند و مردان وظیفه دارند به زنان در کارهای خانه کمک کنند. به همین دلیل، این جامعه پناهگاهی است برای زنان و مردان مجرد و بیوه که در بسیاری از روستاهای دیگر چاره ای جز ازدواج مجدد و یا تحمل  فقر و تنگدستی ندارند. 

 

بخش اول: آرامبا کجاست و چگونه اداره می شود؟

روستای آرامبا در اتیوپی، یک جامعه کاملاً مستقر و با سبک زندگی خارق العاده است که در آن برابری بین زن و مرد، روحیه اجتماعی و مشورت، آزادی مذهب، صداقت، سخت کوشی، دموکراسی و دوری از اضطراب جزو ساختارهای موجود آن می باشد.

زومرا نورو محمد می گوید: وقتی کودک بودم، از آنچه در اطرافم می دیدم بسیار عصبانی می شدم. در حالی که مادرم به پدرم برای کاشت و برداشت محصول کمک می کرد، هرگز به او در کار خانه کمک نمی کرد و من این کار اور را ناعادلانه می دانستم. با  خودم قسم خوردم كه هنگامی که بزرگتر بشوم باید این امر را تغییر دهم. پدر و مادرم كشاورز بودند. آنها هر دو روزها در مزرعه مشغول کار و فعالیت بودند اما وقتی به خانه برگشتند، زمان آن بود که پدرم استراحت کند اما تازه شروع کار مادرم در خانه بود. از او انتظار می رفت آشپزی، تمیز کردن خانه، شستشوی پای پدر و رسیدگی به امور بچه ها را انجام دهد. وقتی مادرم نتوانست همه کارها را به موقع انجام دهد، پدرم وی را مورد آزار و اذیت، توهین و گاه کتک زدن قرار می داد و من فقط با تعجب نگاه می کردم که چرا این اتفاق باید برای مادرم بیافتد. اما بعدا فهمیدم که این یک واقعیت جامعه سنتی اتیوپی است و فقط در خانه ما اتفاق نمی افند بلکه در تمامی خانه ها این چنین است.

زومرا نورو محمد بنیانگذار این جامعه است و اصول آن را بنا نهاده است. وی در سال 1947 (در 21 اوت) در Tsimada متولد شد، او به عنوان یک پسر كشاورز زاده در مجاورت  Wogeda، در منطقه بهاردار که چندان از محل فعلی آرامبا دور نیست(شمال ادیس آبابا، در منطقه Amhara بزرگ شد. او به جای رفتن به مدرسه مجبور بود در مزرعه کار کند به همین جهت بی سواد است (بعداً در زندگی یاد گرفت که چند کلمه را امضا کند و بنویسد، اما قادر به خواندن روزنامه یا کتاب نیست). او به دنبال ایجاد یک مکان برای خود بود که در آن عدالت و برابری وجود داشته باشد و برای اجرایی نمودن ایده خود از همان زمان جوانی، پیگیر موضوع بود.

در سال 1972 او رویای راه اندازی این جامعه بی نظیر را در سر داشت. او گروه کوچکی از زنان و مردان (66 نفر) را متقاعد کرد و سرانجام پس از توجیهات فراوان توانست، 19 خانواده را در حدود پنجاه هکتار مستقر و جامعه خود را بنا نهد و نکته جالب این است که هیچ یک از آنها قادر به خواندن و نوشتن نبودند.

مردم روستاهای همجوار از این واقعیت ناراحت بودند که مردان، زنان و فرزندان جامعه آرامبا از حقوق یکسانی برخوردار بودند و دولت اتیوپی نیز  تلاش بیهوده ای داشت تا آنها را در جوامع همجوار دیگر ادغام کند. جامعه کم کم متوجه شد که تبدیل رویای کودکی زومرا محمد به واقعیت قطعا کار آسانی نخواهد بود. در سال 1986، تحت فشار همسایگان، رهبر آنها دستگیر شد و شش ماه را  بدون اتهام و بدون محاکمه در زندان به سر برد. در روزهای پایانی سقوط دولت اتیوپی(درگ) در سال 1989، هنگامی که آنها شنیدند که مردم روستاهای مجاور قصد قتل زومرا محمد و یارانش را دارند، از ترس جان خود شبانه خانه های خود را ترک و به بونگا گریختند. بونگا  شهری ساکت در نزدیکی جیما (جنوب غربی آدیس آبابا) بود. آنها چندین سال در شمال کشور سرگردان بودند، جایی که گرسنگی و بیماری موجب کشته شدن بیست نفر از اعضای این جامعه نیز شد.

در سالهای 1993-1994، پس از تغییر دولت در 1991آنها که اکنون تعداد شان  به حدود سی نفر کاهش یافته بود به آمبارا بازگشتند  و دیدند که زمین ها آنها توسط مردم روستاهای دیگر تصاحب شده، لذا با تلاش فراوان توانستند 17 هکتار از 50 هکتار زمین خود را بازپس بگیرند تا از طریق کشاورزی بتوانند زندگی خود را سپری نمایند.

این جامعه در سال 2003 دارای 340 نفر سکنه، 400 نفر در سال 2006، 403 عضو و 109 خانواده در سال 2009  و 412 نفر ساکن و 119 خانوار در سال 2010 گردید که عمدتا از مناطق مختلف منطقه امهارا آمده اند. آنها از پیشینه های مختلف فرهنگی، مذهبی و قومی هستند، گرچه اکثریت آنها منشأ مسلمان دارند. زومرا نورو محمد می گوید که تعداد بیشتری از افراد می خواهند به جامعه ما بپیوندند، اما فضای کافی برای کار و کشاورزی وجود ندارد و نمی توانیم آنها را در جامعه خود بپذیریم.

 

جغرافیای منطقه:

آرامبا در 74 کیلومتری شهر بهاردار که در 631  کیلومتری شمال غربی پایتخت آدیس آبابا قرار دارد و در ایالت آمهارا واقع شده است. و 1900 متر از سطح دریا بالاتر است.

 

برابری زنان و مردان در آرامبا

در آرامبا کودکان و زنان مورد احترام و دارای حقوق برابر با بزرگسالان مرد هستند. زومرا نورو محمد می افزاید: در جامعه ما وظایف طبق جنسیت انجام نمی شود بلکه با توجه به توانایی ها و ترجیحات فردی انجام می شود. فقط بارداری و شیردهی حق زنان است. مردان کار زنان را انجام می دهند و زنان کارهای مردان را انجام می دهند. بنابراین آرامبا به عنوان جامعه ای شناخته می شود که مردان در آن از کودکان مراقبت می کنند، آشپزی می کنند و زنان مشغول شخم زدن زمین و بافندگی هستند. زنان و مردان همه این کارها را کنار هم انجام می دهند، در حالی که در اتیوپی (و در جای دیگر...) این مشاغل بر اساس جنسیت تعیین می شود.

در آرامبا  حقوق زنان رعایت می شود، در حالی که در بقیه کشورهای فقیر و سنتی  اینگونه نیست و تمام زنان ملزم به رعایت آداب و سنن هستند. این گفته یکی از زنان جامعه آرامبا است و از اینکه در اینجا زندگی می کند بسیار خوشحال است. وی می گوید کل این جامعه واقعا مانند خانواده من است و اگر بیمار و یا معلول شوم جامعه از من حمایت می کند و اگر طلاق بگیرم، 50% اموال را دریافت می کنم.

در آرامبا ازدواج های زودرس و اجباری ممنوع است و دختران قبل از 19 سالگی مجاز به ازدواج نیستند، پسران قبل نیز قبل  از 20 سالگی حق ازدواج ندارند. حتی سقط جنین که در کشور اتیوپی مورد مناقشه قانونی قرار دارد در این جامعه بعنوان یک موضوع خصوصی تلقی می شود و در یک کلینیک داخل آرامبا سقط جنین صورت می پذیرد و این بیانگر این موضوع است که این جامعه از بحث های ملی کشور اتیوپی  فاصله دارد و از قوانین خود پیروی می کند.

 

 صداقت

صداقت یکی از ارزشهای اصلی جامعه آرامبا است. برای پیوستن به جامعه، باید صادق باشید و با صلح و آرامش زندگی کنید: نباید دروغ بگویید، دزدی نکنید و قسم بخورید که نزاع نکنید و هیچگاه بر خلاف اصول اخلاقی رفتار نکنید. این قوانین در سندی در حدود بیست صفحه به زبان امهریک نوشته شده است.

 اگر یک عضو جامعه از قوانین پیروی نکند، سایر اعضای ابتدا با او صحبت می کنند تا او را در مسیر صحیح قرار دهند. اگر راه خود را تغییر ندهد، از دیگران جدا شده و همین امر باعث می شود که او درباره اعمال خود مجددا فکر کند. وی سرانجام می تواند از جامعه اخراج شود، اما این اتفاق هرگز نیفتاده است. بنابراین آرامبا، جامعه ای برای همه افراد نیست و فقط عده محدودی را شامل می شود.

در آرامبا هیچ دزدی وجود ندارد و کودکان گدایی نمی کنند و این جامعه را تبدیل به یک مدل استثنایی در کل کشور اتیوپی و یا آفریقا تبدیل نموده است.  با این وجود، خانه ها همه قفل دارند  تا در برابر ورود افراد بیگانه محافظت شود چرا که از شهرها و روستاهای مجاور افراد زیادی برای خرید محصولات کشاورزی به آرامبا مراجعه می کنند. اعضای جامعه باید از مصرف الکل، سیگار، چات و حتی قهوه خودداری کنند چرا که اعتقاد دارند که این نوشیدنی ها  اعتیاد آور محسوب می شود و تهدیدی برای بهزیستی جامعه محسوب می شود. تنها نوشیدنی مجاز در این جامعه چای است زیرا آن را کمتر خطرناک می دانند و در کافه محلی نیز بسیار نوشیده می شود.

جامعه در زمینه مسائل جنسی بسیار سخت گیر است و هرگونه روابط جنسی قبل از ازدواج ممنوع است و کسی که ازدواج می کند نیز اجاره رابطه با غیر را ندارد.

 

مذهب:

 جامعه آرامبا از هیچ آیینی پیروی نمی کند و آنها به صداقت و عشق به همه انسان ها اعتقاد دارند و این آیین آنها است. زومرا  محمد می گوید: در آغاز، ما مسیحی یا مسلمان بودیم.

اما امروز، ما به همان خالق اعتقاد داریم. او در همه جا و اطراف ما است. دیگر نیازی به مراجعه به او در کلیسا یا مسجد نیست. ما به او اسم نمی دهیم، زیرا این راه تقسیم انسانها است.

ما به زندگی پس از مرگ اعتقاد نداریم، زیرا هیچ مدرکی در این زمینه نداریم. ما با کار و نشان دادن همبستگی به دیگران، بهشت ​​خود را می سازیم.

ما اصول اصلی که در کتب مقدس وجود دارد را پیدا و به کار می بندیم: هیچ نظریه ای وجود ندارد  بلکه ما عملگرا هستیم.  مردم آرامبا طبق تقویم خود عمل نموده و تعطیلات مذهبی کشور و حتی تعطیلات عمومی برای آنها معنایی ندارد.

تنها تعطیلی مردم آرامبا تعطیلی اولین روز سال نو مردم اتیوپی است که در یازدهم سپتامبر برگزار می شود. مراسم تشییع جنازه به سرعت و بدون مراسم انجام می شود، زیرا آنها معتقدند که اگر چیزی برای گفتن به کسی داریم،  باید تا زمانی که زنده است به او بگوئیم و پس از مرگ صحبت معنایی ندارد و مردم به جهت فوت یکی از بستگان حتی مراسم عروسی را متوقف نمی کنند.

بنابراین هیچ آیین مذهبی وجود ندارد و عملا هیچ اعتقادی مذهبی وجود ندارد. تنها استثناء این عقیده است که بشر از یک زوج اولیه به وجود آمده است.

 

اتحاد:

همبستگی یکی دیگر از ارزشهای اساسی جامعه است. در جامعه اتیوپی، افراد گرفتار و  پیر کسی را ندارند که از آنها مراقبت نماید و حتی ممکن است چیزی برای غذا خوردن یا جایی برای زندگی نداشته باشند.

اما در آرامبا تمام  افراد جوان و قوی تر موظف به رسیدگی به امور افراد پیر و ناتوان هستند.

اعضای جامعه هفته ای یک روز را  مشغول کمک به سالمندان، بیماران و نیازمندان می گذرانند. روز سه شنبه "روز توسعه" است. همه آزاد هستند که بتوانند در چارچوب برنامه های کاری شخصی کار کنند. بطور کلی ساکنان آرامبا بسیار کار می کنند، چرا که اعتقاد دارند  کار یک ارزش اساسی برای جامعه آنها است.

زنانی که به تازگی فرزندان خود را به دنیا آورده باشند سه ماه مرخصی زایمان (یک ماه قبل از زایمان، دو ماه پس از آن) دریافت می کنند. یکی از اعضای جامعه مراقب رفاه کلیه کودکانی است که والدین آنها کار می کنند. این شیرخوارگاه دارای یک پرستار تمام وقت است که حقوق وی توسط جامعه پرداخت می شود. این پرستار باید  در روستا زندگی کند و بصورت  24 ساعت در دسترس است. این شیرخوارگاه برای مراقبت های قبل از زایمان، کنترل تولد و کمک های اولیه مجهز شده است.

سالمندانی که دیگر حتی قادر به کار کردن نیستند، نه تنها مورد احترام هستند بلکه جامعه کلیه هزینه های آنان را نیز به عهده می گیرد. آنها در یک ساختمان جداگانه قرار می گیرند، جایی که روزانه سه بار به آنها  غذا داده شده و از آنها مراقبت پزشکی نیز می شود. اعتقاد در این جامعه در مورد سالمندان بدین صورت است که سالمندان جزئی از خانواده آنها می باشند. در ابتدا یک ساختمان کوچک با دو یا سه تختخواب برای استفاده افراد مسن ساخته شد و بعد این ساختمان توسعه داده شد.

یک قانون دیگر در آرامبا وجود دارد و آن  برادری جهانی است. سیاه یا سفید، همه برابر هستند. وقتی از زومرا محمد  در مورد وابستگی های قومی سؤال می شود، او به سادگی می گوید این موضوع در اینجا برای مردم معنایی ندارد.

 

آموزش:

حقوق کودکان در جامعه ما آنطور که باید رعایت نمی گردد. اغلب اوقات کودکان به انجام کارهایی می پردازند که شاید آن را دوست نداشته باشند انجام دهند،  فرزندان و دختران ما حق دارند که آموزش ببینند و بازی کنند. همه کودکان تا حد امکان با توجه به توانایی خود به مدرسه می روند. و تحصیل کردن به معنای احترام و کمک به یکدیگر برای ایجاد یک برادری و برابری است. کودکان روزانه  6 ساعت حق بازی کردن دارند و پس از مدرسه به والدین خود کمک می کنند و پس از بازگشت از مدرسه، به انجام تکالیف مدرسه نیز توصیه می شوند.

در مرکز روستا مهد کودک ایجاد شده و  همه روزه از ساعت 8 صبح تا غروب آفتاب دایر می باشد. هر معلم در این مهد کودک مسئول مراقبت از چهار کودک است. ضمنا در مهد کودک و مدارس ابتدایی آرامبا به کودکان قوانین این جامعه که اصل برابری و برادری است نیز آموزش داده می شود.

 جامعه همچنین اولین كتابخانه خود را در سال 1997 بنا و مورد استفاده مردم قرار گرفت و بعدها در آگوست 2007  ساختمان جدیدآرامبا چهار ساعت در روزهای شنبه و یکشنبه در مدرسه حاضر می شوند تا به وضعیت دروس و تکالیف آنها رسیدگی شود و این یک فوق برنامه برای آنان محسوب می شود. حقوق معلمان در این سیستم توسط جامعه آرامبا پرداخت می گردد.

 

دموکراسی:

این جامعه است سیزده کمیته اجرای دارد که هر سه سال یکبار با رای گیری عمومی افراد کمیته انتخاب می شوند:

کمیته توسعه که وظیفه نظارت بر دوازده نفر دیگر را به عهده دارد.

کمیته زیر توسعه مسئول امور فقراء.

کمیته سنی مسئول امور سالمندان.

کمیته بهداشت و مراقبت از بیماران و زنان باردار.

کمیته بهداشتی که وظیفه نظافت قسمتهای عمومی جامعه آرامبا را برعهده دارد  و همه را ترغیب می کند تا خانه خود را تمیز نگه دارند و به کسانی که قادر به انجام چنین کاری نیستند نیز کمک می کند.

کمیته آموزش و پرورش که مسئول مهد کودک جامعه را به عهده دارد.

کمیته پذیرش که مسئولیت تماس با بازدید کنندگان را برعهده دارد. این یک راهنمای برای معرفی جامعه آرامبا به دیگران است.

کمیته اقتصادی که امور درآمد ها و هزینه ها را رسیدگی می نماید.

کمیته واگذاری کار که به هر عضو شغلی اختصاص می دهد.

کمیته شکایات که به اختلافات بین اعضا و حل آن می پردازد.

کمیته امنیت که مسئول حفظ امنیت روستا در مقابل دیگران است.

کمیته اموال گمشده که مدیریت اموال از دست رفته را دارد و آن را به صاحب اصلی آن  باز می گرداند.

کمیته ای که قوانین و مقررات آتی را تهیه می کند.

بنیانگذار این جامعه زومرا محمد عضو کمیته توسعه و کمیته پذیرش است. کمیته ها حداقل سالی یک بار تشکیل می شوند و با بالا بردن دستها رای گیری صورت  می پذیرد.

بزرگسالان (بالای 18 سال) میتوانند در همه پرسی هایی که سالی یکبار برگزار می شود شرکت کنند و نرخ مشارکت در تصمیم گیری ها باید حدود 90٪ باشد.

 

منبع: خبرگزاری رسا

https://rasanews.ir/fa