طریقه قادریه (بخش دوم)

  • کد خبر: 2525
  • منبع خبر: کتاب «تصوف در غرب آفریقا»

خلاصه شیخ عثمان در ماه فوریه سال ۱۸۰۴ میلادی رسماً جهاد خویش را از «گودو» اعلام و از پیروان مسلمان خویش درخواست نمود تا برای دفاع از ‏خویش مسلح شوند.


استراتژی مبارزه و شیوه هدایت و رهبری

فعالیت‌های آموزشی و تبلیغی شیخ‌عثمان، سبب گردید تا حاکمان هوسا بر او خشمناک شوند؛ لذا وقتی پادشاه گوبیر به‌نام «یونفا» توطئه کرد تا ‏عثمان دان‌فودیو را به قتل برساند، او به همراهی اعضای خانواده و برخی از پیروانش به «گودو» مهاجرت کرد.‏

در ماه فوریه سال ۱۸۰۴ میلادی رسماً جهاد خویش را از «گودو» اعلام و از پیروان مسلمان خویش درخواست نمود تا برای دفاع از ‏خویش مسلح شوند. وی با آموزش و تبلیغ، استراتژی مبارزه با حاکمان وقت را تبیین و تاکتیک‌های رسیدن به قله‌های شرف و عزت و ‏سربلندی را مشخص می‌کرد. عثمان دان‌فودیو در استراتژی دعوت، همانند شیوه انبیا و پیامبران، سلاطین و حاکمان را به سوی اسلام دعوت ‏می‌کرد. در لابه‌لای صفحات تاریخ چنین می‌خوانیم:‏ عثمان موفق شد سارکی باوا را متقاعد کند که به مسلمانان آزادی مذهب و امتیازاتی مطابق با شأن اسلامی آنان اعطا نماید. اما پس از مرگ ‏سارکی باوا، سارکی یوفنا که این آزادی را تهدیدی علیه خود به حساب می‌آورد، همه امتیازات را لغو و درصدد قتل عثمان برآمد و تهدید ‏کرد که به شهر دِگل زادگاه او حمله خواهد کرد.‏

با مشاهده تهدیدات و فشارهای روزافزون، و ناامیدی از هدایت حاکمان، عثمان مسئله جهاد در راه خدا را به پیروان خویش اعلام کرد و ‏بدین ترتیب، عثمان در سال ۱۸۰۴ به گودو، در منطقه غربی گوبیر گریخت و طرفدارانش نیز در آنجا به او پیوستند و او را به عنوان ‏فرمانده افراد باایمان (امیرالمؤمنین) برگزیدند. فودیو فرمان جنگ مقدس (جهاد) را علیه حاکمان ایالت‌های هوسا صادر کرد و چون وی ‏پنجاه سال سن داشت، فرمانده این جنگ را به برادر و پسرش محول نمود.‏

جنگجویان مقدس (جهادگران) تعداد زیادی از شهرهای گویبر را آزاد کردند و در سال ۱۸۰۵ موفق شدند شهرهای «زمفرا» و «کبی» را ‏نیز متصرف شوند. همچنین در سال ۱۸۰۸ «الکالاوا» پایتخت گوبیر را به تصرف درآوردند که در جریان آزادسازی این شهر، سارکی ‏یونفا نیز کشته شد. سپس جهادگران نبرد خود را به دیگر ایالت‌ها کشاندند و تا سال ۱۸۰۹ میلادی شهرهای «زاریا»، «کاتسینا» و «کانو» و ‏همچنین «یوروبالند»، «آداماوا» و «ایلورین» را به تصرف درآوردند.‏

حاکمان هوسا در برابر سپاه و لشکر مسلمانان توانائی مقاومت نداشته و به‌زودی در برابر سپاه مسلمانان شکست خوردند. به نظر می‌رسد ‏تأثیر آموزش‌های شیخ‌و پیروانش و تحولات فکری به‌وجودآمده، در تحقق و بروز این پیروزی‌ها نقش بسزا و عمده‌ای داشته است.‏

ایالت‌هایی که به‌وسیله جهادگران به تصرف درآمدند، در قالب یک مجموعه به خلافت تبدیل شدند و عثمان به‌عنوان خلیفه زمام امور آن را به ‏دست گرفت و ایالت‌ها نیز امارت نام گرفتند و هریک از امارت‌ها، به‌وسیله امیری که از جانب عثمان منصوب می‌شد، اداره می‌گردید. ‏عثمان خلافت را به دو بخش تقسیم کرد که عبداللهی در بخش غرب، و محمد بلّو در بخش دیگر آن که در سال ۱۸۰۹ سوکوتو نام گرفت، ‏تحت رهبری خلیفه، زمام امور را در دست داشتند.‏

در سال ۱۲۰۲ قمری برابر با ۱۷۸۸ میلادی، شیخ‌عثمان دان‌فودیو به‌وسیله سلطان گوبیر احضار و دعوت شد تا به «ماگامی» برای شرکت ‏در نماز عید قربان حاضر گردد. پس از نماز، همه دانشمندان و علما که در حدود هزار نفر بودند، سلطان را رها نموده و به شیخ‌پیوستند.‏

اگرچه گفته شده که منظور اصلی سلطان، کشتن شیخ‌عثمان بوده است، ولی در این ملاقات، شیخ‌عثمان به سلطان، پنج پیشنهاد ارائه نمود.‏

سلطان گوبیر، با پنج شرطِ پیشنهادیِ شیخ‌عثمان موافقت نمود. این پیشنهادات عبارت بودند از:‏

‏1.‏ شیخ‌عثمان اجازه داشته باشد که بدون هیچ مانعی مردم را به سوی خداوند دعوت نموده و به امر تبلیغ بپردازد.‏

‏2.‏ افرادی که مایل باشند به شیخ‌بپیوندند و از او پیروی کنند، آزاد باشند و منع نشوند.‏

‏3.‏ با مردانی که لباس مذهبی می‌پوشند، یعنی عمامه می‌گذارند، با احترام رفتار شود.‏

‏4.‏ همه زندانیان آزاد شوند.‏

‏5.‏ از طرف سلطان، نباید مالیات سنگین و زیادی وضع گردد.‏

این موافقت‌نامه، شیخ‌عثمان و جامعه مسلمانان را در موقعیت مستحکمی قرار داد و برای آنها این امکان را به‌وجود آورد که به مردم ‏آموزش داده و آنها را برای گسترش آموزش و تعلیم و تربیت به سراسر مناطق اعزام نمایند. این افراد و شاگردان شیخ‌هرجا که رفتند، ‏اسلام واقعی را به مردم معرفی و تصویر صحیحی از مکتب و مذهب اسلام ترسیم و ارائه نمودند. ده سال پس از انعقاد توافق‌نامه فوق، ‏سلطان جدید به نام «نافاتا» جامعه مسلمانان را در محاصره خویش قرار داد و بیانیه‌ای به شرح ذیل منتشر نمود:‏

‏1.‏ فقط به شیخ‌عثمان دان‌فودیو اجازه داده می‌شود تا تدریس کند.‏

‏2.‏ هیچ پسری نمی‌تواند به‌جز مذهب پدرش، مذهب دیگری را اختیار کند.‏

‏3.‏ کسانی که مسلمان شده‌اند، باید به مذهب پدرانشان رجوع کنند.‏

‏4.‏ به مردان اجازه استفاده از عمامه و به زنان اجازه استفاده از حجاب داده نمی‌شود.‏

انتشار این بیانیه، حاکی از تهاجم و حمله مستقیم به جامعه مسلمانان بود و دلالت می‌کرد که جهاد و نبرد مسلحانه‌ای در پیش خواهد بود.‏

شیخ‌عثمان، به‌طور مستقیم به این خصومت و دشمنی پاسخی نداده و به تدریس خویش همچنان ادامه داد.‏

وقتی که پسر «نافاتا» یعنی «یونفا» سلطان گوبیر شد، سعی کرد با تحریکات اطرافیان و درباریانش، شیخ‌عثمان را به قتل برساند. درباریان ‏احساس کرده بودند که با گسترش جامعه مسلمانان، قدرت و اقتدار سلطان و اطرافیانش تهدید می‌شود. در همین زمان، شیخ‌کتابی با‌نام ‏المسائل المهمه را به رشته تحریر درآورد و به‌طور آشکار، ضرورت هجرت و جهاد برای مسلمانان را در زمانی که ازسوی کفار در ‏معرض خطر قرار بگیرند، بیان داشت.‏

در برابر تهدید سپاه «گوبیراوا» مسلمانان به سمت شمال غربی یعنی مکانی که «گودو» نامیده می‌شد، مهاجرت کردند. این مهاجرت در ماه ‏فوریه بود؛ یعنی درست زمانی از سال که غذا و آب کمیاب است. مسلمانان به‌رغم آنکه برای دفاع از خود به مدت شش سال مسلح بودند، ‏ولی کاملاً از نظر آب و غذا، برای مهاجرت یا جنگ آمادگی نداشتند.‏

‏«یونفا» از تعداد افرادی که به شیخ‌می‌پیوستند، احساس خطر کرده و مهاجرت را ممنوع اعلام داشت و کسانی را که سعی می‌کردند ‏مهاجرت نمایند، مورد آزار و اذیت قرار داده و اموال و دارایی آنها را ضبط و توقیف می‌کرد.‏

اکنون مقابله و مواجه شدن با این مشکلات، اجتناب‌ناپذیر بود و لذا مسلمانان خطوط دفاعی و استحکامات خویش را آماده کرده و رهبری ‏خویش را نیز انتخاب کردند.‏

علی‌رغم اکراه و بی‌میلی شیخ‌و اصرار او بر اینکه به اندازه کافی قوی و نیرومند نیست تا عهده‌دار بار سنگین جهاد شود، شیخ‌به‌طور ‏رسمی، به‌عنوان خلیفه جامعه مسلمانان و امیرالمؤمنین انتخاب گردید.‏

زمانی که هیئت اعزامی کوچکی از گوبیر، به عقب رانده شده و شکست خوردند، اولین کشمکش و زدوخورد اتفاق افتاد.‏

پس از این، مسلمانان در شهر «مانتاکاری» و «کونی» را تصرف کردند و شیخ‌مجبور شد، دوست صمیمی خویش یعنی «عمر الکامو» را ‏به‌عنوان خزانه‌دار جامعه اسلامی منصوب نماید تا اطمینان حاصل کند که با غنایم و درآمدها بر طبق شریعت اسلامی عمل می‌شود. سرانجام ‏مسلمانان با همه سپاه «گوبیراوا» که به‌وسیله سلطان رهبری می‌شد، در مکانی به نام «کوت» مواجه شدند.‏

مسلمانان از نظر تعداد و نفرات بیشتر بودند، ولی برای مواجهه با ارتش سنگین سواره‌نظام دشمن مجهز نبودند؛ اما به خاطر خدا و حاکمیت ‏اسلام می‌جنگیدند. پس از یک جنگ شدید، سپاه «گوبیراوا» تارومار و منهدم گردید و پس از این پیروزی، حمایت از مسلمانان به‌طور ‏قابل‌توجهی افزایش پیدا کرد و مسلمانان توانستند به راحتی و آزاد در سرزمین‌های خویش مسافرت کنند.‏

در بیشتر بخش‌ها، مسلمانان در جنگ موفق و پیروز بودند. سرانجام پس از پیمودن هفتصد مایل در طی هجده ماه، مسلمانان یک پایگاه ‏دائمی برای شیخ‌عثمان ساختند. همچنین محمد بلو، پسر شیخ‌عثمان، ازسوی پدرش برای ملاقات با رهبران مسلمان «کاتسینا»، «کانو»، ‏‏«دائورا» و «زامفر» اعزام گردید.‏

او نامه‌ای را از طرف شیخ‌عثمان برای آنها قرائت نمود که در آن نامه، شیخ‌ضمن ابلاغ سلام به رهبران مسلمان، آنها را برای بیعت با ‏خلیفه مطابق قرآن و سنت دعوت نموده بود. نامه همچنین حاوی موعظه و نصیحت شیخ‌به آنان بود. رهبران مسلمان، دعوت شیخ ‌را پذیرفتند ‏و از این راه، بیشتر بخش‌های امروزی شمال نیجریه، به جامعه اسلامی به‌وجودآمده به‌دست شیخ‌عثمان پیوستند. مبارزه همچنان ادامه داشت و ‏اسلام تا بخش‌های جنوب و شرق گسترش پیدا کرد. سرانجام در سال ۱۲۲۳ هجری برابر با سال ۱۸۰۸ میلادی، شهر «آلکالاوا»، پایتخت ‏گوبیر بزرگ‌ترین دژ نظامی دشمنان جامعه مسلمانان سقوط کرد و سلطان نیز کشته شد و بیشتر ساکنان و شهروندان این شهر اسلام را ‏پذیرفتند.‏

با سقوط «آلکالاوا» مقاومت در برابر مسلمانان در همه جا شکسته شد و خلافت شیخ‌عثمان دان‌فودیو، به‌طور مستحکم در سرزمین نیجریه ‏مستقر گردید.‏

موفقیت و پیروزی شیخ‌عثمان و یارانش، تأسیس حکومت اسلامی را در سوکوتو به دنبال داشت؛ لذا شیخ‌عثمان بدون هیچ درنگی سازماندهی ‏و ایجاد تشکیلات دولتی سیاسی خویش را پایه‌گذاری نمود. عثمان دان‌فودیو کشور اسلامی را به دو بخش شرقی با مرکزیت «گوآندو»، تحت ‏رهبری برادرش عبدالله، و بخش غربی با مرکزیت «سوکوتو» به رهبری پسرش محمد بلو تقسیم کرد.‏

اداره این دو بخش تحت رهبری شخصیت این دو جانشین، تا اول ژانویه سال ۱۹۰۰ میلادی ادامه پیدا کرد؛ یعنی درست تا زمانی که همه ‏بخش‌های شمالی نیجریه، قیمومت کشور انگلیس را اعلام نمود.‏

در سال ۱۲۳۰ هجری برابر با سال ۱۵-۱۸۱۴ میلادی، عثمان دان‌فودیو دوباره از «سیفاوا» به «سوکوتو» نقل مکان کرد و در سوم جمادی ‏الآخر سال ۱۲۳۲ هجری یعنی برابر با بیستم آوریل سال ۱۸۱۷ میلادی، پس از یک‌سال بیماری وفات کرد. پسرش محمد بلّو به‌عنوان ‏امیرالمؤمنین جانشین او شد.‏

فعالیت‌های آموزشی، تبلیغی، فرهنگی و سیاسی

محبوبیت و نفوذ و اعتبار عثمان دان‌فودیو، به‌عنوان یک فرد دانشمند و استاد، سبب گردیده بود تا بسیاری از جوانان که برای فراگیری علوم ‏اسلامی و اخذ رهنمودهای معنوی نزد او می‌آمدند، مجذوب وی شوند. او به ایالت‌های مختلف هوسا سفر کرده و پیروی واقعی از شریعت ‏اسلامی را تبلیغ می‌کرد و ماهیت حاکمان هوسا را که مدعی مسلمانی بودند، ولی از به‌کار بستن اسلام ناتوان بودند، افشا می‌نمود.‏

به‌نظر می‌رسد، جایگاه شیخ ‌به‌عنوان یک استاد مسلم و یک دانشمند علوم اسلامی، در ایجاد انگیزه و جذب مردم، به‌خصوص جوانان، نقش ‏عمده و ویژه‌ای را ایفا کرده است.‏

شیوه تبلیغات او، از موارد حائز اهمیت است که همگان بدان اشاراتی داشته‌اند. دان‌فودیو در سن بیست سالگی، درحالی‌که واعظ و معلمی ‏توانا بود، از گوبیر به ایالت‌های کبی و زامفرا از دیگر ایالت‌های هوسا سفر کرد و در این ایالت‌ها کلاس‌های اخلاقی و معنوی اسلامی ‏برگزار کرد و بر عمل‌کردن به ارزش‌های متعالی اسلام تأکید کرده و علیه فساد و بی‌عدالتی سخن می‌گفت.‏

ارائه اندیشه‌های والای اسلامی و اصرار و پافشاری بر ارزش‌های متعالی و انسان‌ساز، از توسعه و گسترش دامنه طرفداران و حامیان ‏شیخ‌عثمان دان‌فودیو، حکایت می‌کند.‏

بدون هیچ تردیدی، این حرکت شیخ‌در ایجاد تحول فکری و فرهنگی و متحول نمودن مردم آن روزگار و تصحیح اندیشه‌ها و ایجاد تحرک و ‏پویایی، نقش بسزایی داشته و به‌طور کلی فعالیت‌های آموزشی و تبلیغی که فعالیت‌های سیاسی را به‌دنبال داشته، همگی بستر مناسبی را برای ‏موفقیت و پیروزی این حرکت اسلامی به‌وجود آورده است. عثمان دان‌فودیو زمانی که تنها بیست سال داشت، آموزش به دیگران را آغاز ‏کرد و در کنار آن، به تحصیلات خویش ادامه داد. او از شیوه سنتی دانشمندان مسلمان پیروی نمود و در کنار تحصیل، تدریس را در ‏سراسر زندگی ترک نکرد و مطالبی را که آموخته بود، به دیگران منتقل نمود.‏

او به‌طور علنی آموزش می‌داد و هرکس برای یادگیری و تعلیم به او مراجعه می‌کرد، او را می‌پذیرفت و بر طبق فهم و درک آنها و با ‏زبانی که همه بتوانند بفهمند، برای آنها تدریس می‌کرد. پیروانش که به‌سرعت افزایش پیدا می‌کردند، اساساً افراد نجیب و مردم عادی و ‏معمولی بودند. چندتن از دانشمندان او را ملاقات کردند و در خصوص گروه و جماعت او  ابراز تمایل نمودند.‏

آنها مایل بودند تا عثمان دان‌فودیو، برای عده‌ای محدود، خواندن متون کلاسیک مبهم و غامض را تدریس نماید؛ درحالی‌که کار شیخ‌عثمان، ‏ارتباط با مردم و ارائه آموزش‌های اساسی اسلام به گروه‌های زیادی از مردم بود. مشهورترین کتاب او إحیاء السنه بر طبق سیره پیامبر ‏اسلام، دستورات و اعمال روزانه را به مردم آموزش می‌دهد.‏

عثمان دان‌فودیو، علیه کفار و کسانی که از قدرت سوءاستفاده می‌کردند، سخنرانی می‌کرد. او همواره مردم را به راه راست و صراط ‏مستقیمی که در قرآن بیان شده و به‌وسیله عمل و سیره پیامبر اسلام و اصحابش در نخستین جامعه اسلامی صدر اسلام، ترسیم گردیده، ‏دعوت می‌نمود.‏

او بیشتر اوقات خویش را در «دگل» گذراند و یک جامعه اسلامی نمونه را بنیان‌گذاری نمود. در این جامعه، خانواده و پیروان او حضور ‏فعال داشتند.‏

جامعه اسلامی موردنظر، یک جامعه کاملاً بزرگ، شامل دست‌کم شصت و دو خانواده بود که برادرش عبدالله و چندین نویسنده، دانشمند و ‏قاری قرآن نیز در میان آنها بودند. زندگی شیخ‌عثمان بسیار ساده بود. او از جمع‌آوری ثروت و دارایی، خودداری و پرهیز نمود، و بدون ‏داشتن مال و ثروت و بدون خدم و حشم، زندگی می‌کرد. او گاه‌گاهی به عزلت و استراحت می‌پرداخت؛ اگرچه فقط برای مدت کوتاهی بود. ‏وی در کتابش از کرامت‌هایی که به او اعطا می‌گردید، سخن به میان آورده است.‏

بسیاری از مردم از مناطق دور نزد او می‌آمدند تا با او ملاقات کرده و آموزش‌های لازم را از او فراگرفته و از جذبه و ویژگی‌های ‏اخلاقی و روحی او بهره ببرند. آنها با دستوراتی که شیخ‌به آنها می‌آموخت، به سرزمین‌های خویش بازمی‌گشتند تا علوم اسلامی را که از ‏شیخ‌آموخته و با آن آشنا شده‌اند، به دیگران آموزش داده و آن را گسترش دهند.‏

در این راه، نفوذ و تأثیر شیخ‌عثمان در نقاط دور نیز احساس می‌شد او خود و فعالیت‌هایش را اساساً در مناطق اطراف «دگل» به آموزش به ‏مردم اختصاص داده بود. عثمان دان‌فودیو هرشب جمعه، جلسه‌ای برای دعا و رازونیاز و همچنین تدریس و آموزش در «دگل» برگزار ‏می‌نمود. او از مراجعه به دادگاه‌های حکام وقت، پرهیز کرده و به پیروانش نیز دستور می‌داد که از رفتن به آن دادگاه‌ها خودداری کنند. با ‏افزایش پیروان او، جمعیت زیادی گرد او فراهم آمدند و این مسئله اخطار و هشدار جدی به حکام بود؛ ازاین‌رو به شدت، به وحشت افتادند.‏

وی آموزش و سخنرانی را در وطن خویش «دگل» آغاز کرد و پس از مدتی به سفرهای تبلیغی دست زد. اولین سفر تبلیغی او به «کبی» ‏بود و در بازگشت به «دگل» مردم گروه گروه به او پیوستند.‏

او از «دگل» که به‌عنوان پایگاه او تلقی می‌شد، به سایر شهرهای گوبیر سفر کرد و در این ایالت، پیروان او روبه‌فزونی نهاد. زمانی ‏فرارسید که وی احساس کرد، ضروری است تا با حاکم آن ایالت ارتباط برقرار کند. بنابراین، جهت ملاقات با سلطان «باوا» به آنجا ‏مسافرت کرد.‏

عثمان دان‌فودیو، مأموریت خویش را از طرف اسلام، برای حاکم تبیین نمود. این عمل، اعتبار و آبروی عثمان را در دیدگاه مردم، افزایش ‏داد. عثمان و شاگردانش، همراه برادرش عبدالله، به «زامفرا» رفتند و به مدت پنجاه سال در آنجا به تبلیغ پرداختند. بیشتر مردم «زامفرا» ‏اطلاعی از اسلام نداشتند و در نتیجه، زمینه‌های مساعدی برای فعالیت‌های تبلیغی عثمان فراهم گشت. گروه‌گروه زنان و مردان بدون هیچ ‏تفاوتی در مجالس سخنرانی او شرکت می‌کردند.‏

درحالی‌که هیئت تبلیغی هنوز در «زامفرا» بود، سلطان گوبیر یعنی «باوا» همه علمای ایالت خود را در روز عید قربان به اقامتگاهش در ‏‏«ماگامی» دعوت کرد و به آنها هدایایی اهدا نمود. همه آنها هدایای سلطان را قبول کردند؛ به‌جز عثمان دان‌فودیو که در عوض، از سلطان ‏پنج چیز را درخواست نمود:‏

‏1.‏ به او اجازه داده شود تا مردم را به سوی خدا تبلیغ و دعوت نماید؛

‏2.‏ از افرادی که مایل هستند، دعوت او را اجابت کنند، ممانعت نشوند؛

‏3.‏ با افراد روحانی (عمامه‌به‌سر) با احترام رفتار گردد؛

‏4.‏ همه زندانیان سیاسی آزاد شوند؛

‏5.‏ به مردم مالیات‌های سنگین تحمیل نگردد.‏

‏«باوا» همه خواسته‌های شیخ‌عثمان را پذیرفت و بدین‌وسیله عثمان جهت فعالیت تبلیغی خویش، به «زامفرا» بازگشت. در بازگشت از ‏‏«زامفرا» به «دگل»، عثمان دوباره سفرهای تبلیغی خویش را از سر گرفت و دعوت و تبلیغ خویش را در «کبی» دوباره آغاز کرد. وی تا ‏اواسط کشور نیجر مسافرت نمود و در محلی به‌نام «ایلو» سخنرانی کرد و در بازگشت به «دگل» به منطقه شرق سفر کرد و در مسیر ‏‏«زامفرا» به منطقه «زُما» رسید.‏

تا سال ۱۲۰۷ هجری برابر با سال ۹۳-۱۷۹۲ میلادی، عثمان سفرهای تبلیغی خویش را کامل کرد و مصمم شد تا در «دگل» وطن خویش ‏اقامت کند. در همین زمان، کتاب احیاء السنه و اخماد البدعه را نوشت. اساساً این کتاب به‌عنوان کتاب اصلی و متن آموزشی برای استفاده ‏هیئت‌های تبلیغی بود.‏

بدین ترتیب پس از هجده سال تبلیغ، اگرچه عثمان پیروان زیادی به‌دست آورد، اما از افراد قبیله او کسانی بودند که به گروه و جماعت ‏شیخ‌عثمان ملحق نشده بودند. برادرش عبدالله با نارضایتی از این وضعیت، با قطعه شعری آنها را مخاطب قرار داده و نصیحت کرد، تا به ‏خاطر رضای خدا به آنها کمک کنند. زمانی که آنها اشعار عبدالله را دریافت کردند، با لطف و محبت پاسخ داده و در جهت حمایت از ‏عثمان و پیروانش، شروع به تبلیغ و سخنرانی نمودند. بسیاری از مردم به گروه او پیوستند و این جماعت در داخل و خارج از سرزمین ‏هوسا معروف و مشهور گردیدند.‏

بدین ترتیب، آنچه به عنوان مبانی و پایه‌های اساسی نهضت اسلامی شیخ‌عثمان می‌توان بیان داشت، عبارت است از اینکه اقدامات و ‏فعالیت‌های آموزشی وی در جهت تربیت و آموزش نیروی انسانی مؤمن و مبارز از یک سو، و فعالیت وسیع و گسترده تبلیغاتی از ‏سوی‌دیگر، زمینه‌ها و بستر مناسب و مؤثری را برای آغاز یک حرکت اسلامی فراهم نموده بود. در کنار آموزش و تدریس و تبلیغ، تألیف ‏و تدوین کتب اسلامی در جهت نشر معارف و فرهنگ اسلامی و انتقال اندیشه‌های اسلامی نیز در تقویت و استحکام این حرکت و نهضت ‏اسلامی نقش اساسی داشته است.‏

اثرات و نتایج جهاد

جهاد شیخ‌عثمان دان‌فودیو، سرانجام به اهداف و مقاصد مذهبی خویش نایل شد و نتایج ذیل حاصل و فراهم گردید:‏

‏1.‏ اسلام، مذهب رسمی در همه امیرنشین‌های شمال نیجریه گردید.‏

‏2.‏ ایلورین، آداموا و نوپ فتح گردید و به ایالت‌های مسلمان‌نشین تحت حکومت خلیفه سوکوتو ضمیمه گردیدند.‏

‏3.‏ کم‌کم حکومت مسلمانان فولانی، که براساس اصول و قوانین اسلامی بنا نهاد شده بود، جایگزین حکومت فدرالی هوسا گردید.‏

‏4.‏ ادبیات عربی، قرآن و سایر کتب دینی و اسلامی، در مدارس آموزش داده می‌شد.‏

‏5.‏ جهاد، حکومت فولانی بزرگی را به‌وجود آورد که پیش از آن، این گروه بزرگ فولانی، شامل بسیاری از گروه‌های قبیله‌ای بودند ‏که یکی پس از دیگری مستقل شدند.‏

‏6.‏ نظام به هم پیوستن حکومت بزرگ در داخل امیرنشین‌ها، گروه‌های نژادی مختلفی را تحت رهبری خلیفه، متحد و یکپارچه ساخت.‏

‏7.‏ استراتژی اجرایی و اداری به‌کار گرفته‌شده در خلافت سوکوتو، در پی‌ریزی بنیادهای سیاسی آینده کشور نیجریه بسیار مفید بود.‏

‏8.‏ سازمان اداری امیرنشین‌ها براساس تفکرات سیاسی اسلامی بود که نظام اداری واحدی را در سرتاسر امیرنشین‌ها، بنا نهاده بود.‏

هدف اصلی جهاد، تبلیغ و اصلاح مبانی و تفکرات اسلام و تحکیم اتحاد و برادری میان مسلمانان بود. علاوه بر اثرات و نتایجی که ذکر ‏گردید، مهم‌ترین دستاوردهای جهاد را می‌توان چنین بیان داشت:‏

‏1.‏ گسترش اعتقادات و فرهنگ اسلامی؛

‏2.‏ نمایش، توسعه و گسترش تمدن اسلامی؛

‏3.‏ تبلیغ و ترویج صلح اسلامی؛

‏4.‏ حاکمیت قانون اساسی؛

‏5.‏ تحقق دولت صالح اسلامی؛

‏6.‏ اجرای قوانین و اصول اسلامی در دادگاه‌ها و محاکم؛

‏7.‏ ارائه شیوه صحیح و آسان زندگی به مردم؛

‏8.‏ ارائه شیوه جدید از نظم و انضباط اجتماعی.‏

اگرچه جهاد عثمان، اولین قیام به‌خاطر اسلام در غرب آفریقا نبود، اما این جهاد و حرکت، به عنوان یک نقطه عطف بزرگ در تاریخ این ‏منطقه تلقی می‌گردد.‏

موفقیت عثمان، جنبش و حرکتی را تحت رهبری «سکو احمدو» در «ماسینا» و جهاد موفق «حاج‌عمربن‌سعید» در «بامبارا» فراهم نمود.‏

جهاد موفقیت‌آمیز عثمان و جهادهایی که از او پیروی می‌کردند و از او تأثیرپذیر بودند، ارتباط و تأثیر مستقیمی بر حرکت «مهدیه» که ‏به‌وسیله محمد احمد المهدی در سودان آغاز شد، از خود به‌جای گذاشت.‏

پایه‌گذاری حکومت مقتدر اسلامی

از زمان‌های بسیار قدیم، در هرسرزمین و میان هرجامعه‌ای در جهان، معدودی از شخصیت‌های برجسته وجود داشته‌اند که اثرات و ‏نشانه‌های ماندگار و فراموش‌نشدنی در تاریخ سرزمین و جامعه‌ای که در آن زندگی کرده‌اند، به یادگار گذاشته‌اند. این افراد رهبران و ‏مصلحانی اثرگذار بودند که با استعداد و قدرت و نیروی خدادادی، مسیر تاریخ را در میان ملت‌هایشان تغییر داده‌اند.‏

در تاریخ غرب سودان، رهبران مسلمان نقش مؤثری را در سرزمین هوسا ایفا نموده و این رهبری ادامه داشته تا وضعیت برجسته و ‏مؤثری را در الگو و رفتار زندگی مردم امروزی غرب آفریقا به‌طور کلی، و نیجریه به طور خاص به‌وجود آورده است.‏

علی‌رغم تأثیرات فرهنگ غرب، آرمان‌ها، آرزوها، اهداف، اندیشه‌ها و افکار چنین رهبرانی به‌عنوان راهنمایی مؤثر، در زندگی روزمره ‏ساکنان این ناحیه بزرگ که از کامرون در شرق تا رود نیجر در غرب، و از لیبی در شمال تا اقیانوس اطلس در جنوب را شامل می‌گردد، ‏نقش مهمی را ایفا نموده است.‏

تأثیر دان‌فودیو و یارانش در سرزمین هوسا که ایالت‌های کانو، کادونا و سوکوتو در کشور نیجریه و نواحی مشخصی از جمهوری نیجر را ‏شامل می‌گردد، و در خارج از آن نواحی، به حدی بوده که بیش از یک قرن و نیم گذشته حکومت کرده‌اند.‏

این جنبش اصلاح‌طلب، هرگز جنبشی ساده نبود که تنها یک مسیر داشته باشد. انگیزه‌های مردم در این جنبش، چون انگیزه‌های مردم دیگر ‏در جنبش‌های اصلاح‌طلب سرزمین‌های دیگر، آمیزه‌ای از انگیزه‌های گوناگون بود.‏

مقارن سال ۱۸۰۰ میلادی، هنگامی که تأثیر تغییر دین به شکلی از اشکال در سودان باختری، از فوتاتور تا دولت‌های هوسا دیده می‌شد، ‏عثمان دان‌فودیو، رهبری جنبش بزرگ انقلابی فولانی علیه حکمرانان هوسالند را بر عهده گرفت. عثمان نیز چون یارانش عضو برادری ‏قادریه بود.‏

در این کار، عناصر متعددی، از جمله تجدید حیات اسلامی و اصلاح‌طلبی اجتماعی با بلندپروازی سیاسی دخالت داشتند. با این‌همه، شایان ‏توجه است که در نوشته‌های عثمان و یارانش، به اصلاح حکومت و پایان دادن به سوءاستفاده‌های اداری که دست‌کم بنا به ادعاهای فولانی‌ها ‏به‌وسیله پادشاهان هوسا انجام می‌گرفت، اهمیت بسیار داده شده است و پیروزی انقلاب عثمان تا حدودی مرهون توفیق او در جلب حمایت ‏بسیاری از مردم هوسا بود.‏

او و یارانش علیه خودکامگی، خشونت سیاسی و بیدادگری‌های روزمره موعظه می‌کردند. آنان به مخالفت با حکمرانان بدی برخاسته بودند ‏که هدفشان از حکم راندن بر کشورها و مردم، کسب لذت و به دست آوردن مقام بود. به عکس، آنان آرزو داشتند تا بنابر اصول و تعالیم ‏اسلامی فرمان رانند، و دست‌کم در آغاز کار، در نگرش‌هایشان، چشم پوشی فردی و تهذیب اخلاقی دیده می‌شد.‏

از میان اقلیت فولانی‌های مسلمان در شمال نیجریه، اصلاح‌گری برخاست که هدفش، تأسیس حکومت الهی با توجه به رهنمودها و تعلیم قرآن ‏بود، این شخص عثمان دان‌فودیو بود. او جهادی را در سال ۱۸۰۴ به‌راه انداخت که اقتدار و حکومت هوسا را واژگون و حکومتی را که ‏تقریباً شمال نیجریه را فرامی‌گرفت، تأسیس نمود. به‌جز گسترش اعتقادات اسلامی در اطراف و اکناف و به‌دست آوردن پیروان جدید بسیار، ‏جهاد به شمال نیجریه وحدتی بخشید که تا آن زمان هرگز چنین وحدتی را به خود ندیده بود. سوکوتو، شهری که به وسیله عثمان دان‌فودیو ‏بنیان‌گذاری شد، کانون مرکزی اسلام در نیجریه گردید.‏

تأسیس و تشکیل خلافت سوکوتو، نقطه عطفی در تاریخ مبارزات مردم نیجریه به‌شمار می‌رود؛ لذا برای تحقق اهداف عالی اسلامی، ‏شیخ‌عثمان دان‌فودیو تلاش نمود تا خلافت اسلامی را پایه‌گذاری نماید و سرانجام موفق شد تا خلافت سوکوتو را به‌وجود آورد؛ اما اقدامات ‏سیاسی مؤثر، از طرف او به امیرها واگذار و محول گردید. تأسیس خلافت اسلامی سوکوتو، از جمله مقاطع ممتاز و بسیار مهم در تاریخ ‏سیاسی کشور نیجریه محسوب می‌گردد. تلاش و مجاهدت رهبری نهضت اسلامی و یارانش در بنیان‌گذاری این خلافت، همواره مورد توجه ‏همه مورخان قرار گرفته است. انقلاب فولانی، با برخی وقفه‌ها، با پرچمداری پیروان عثمان دان‌فودیو تا سال ۱۸۱۲ ادامه پیدا کرد و آنها ‏موفق شدند حاکمان هابه را از قصرهایشان اخراج و اقتدار و حاکمیت خودشان را تحت نظارت عالی حکومت و فرمانروایی سوکوتو برقرار ‏نمایند.‏

رهبری انقلاب به‌وسیله عثمان دان‌فودیو، سقوط حاکمان، و استقرار حاکمیت اسلامی، باید از دستاوردهای اولیه این نهضت اسلامی تلقی ‏گردد.‏

خلافت سوکوتو توانست وحدت سیاسی، صلح و نظم را در قالب یک حکومت خوب در منطقه‌ای وسیع برای مردم به ارمغان بیاورد. ‏افزون‌بر اینکه در سطح بسیار بالایی توانست اسلام را ترویج کند. توجه مردم به قوانین و احکام اسلامی، موجب احیا و گسترش فرهنگ ‏اسلامی شد. آموزش در سطح بسیار خوبی گسترش یافت و زبان عربی به‌عنوان زبان رسمی خلافت در میان مردم رواج پیدا کرد. در نتیجه ‏این پیشرفت‌های فرهنگی، پیشرفت اقتصادی نیز از روند مطلوبی برخوردار گردیده و تجارت رونق یافت و شهر کانو به یک مرکز تجاری ‏و صنعتی تبدیل شد. خلافت سوکوتو به‌عنوان بزرگ‌ترین مرکز سیاسی-مذهبی آفریقای غربی در قرن نوزدهم، قبل از پایان قرن، ‏استعمارگران را به مبارزه‌طلبی فرامی‌خواند.‏

‏«لوکان تالابی» در جملاتی بسیار کوتاه، به مسائل بسیار مهم و قابل‌توجه‌ای اشاره نموده است. بخش اعظم دستاوردهای نهضت اسلامی ‏شیخ‌عثمان، شامل همین مواردی است که تالابی به آنها پرداخته است:‏

‏1.‏ حکومت خوب با ویژگی وحدت سیاسی، صلح و نظم؛

‏2.‏ تبلیغ و ترویج اسلام؛

‏3.‏ توجه به قوانین و احکام اسلامی؛

‏4.‏ گسترش آموزش؛

‏5.‏ زبان عربی، زبان رسمی خلافت؛

‏6.‏ پیشرفت اقتصادی و بازرگانی.‏

عثمان سلسله حکومتی فولانی جدیدی را که تحت نظارت فرزندان عثمان در شهر سوکوتو پایتخت امپراطوری فولانی قرار داشت، در ‏سرزمین‌های فتح‌شده، بنیان‌گذاری نمود.‏

از آن‌رو که شیخ‌عثمان دان‌فودیو و پسرش محمد بلو به قبیله فولانی وابسته بودند، نویسنده سلسله حکومتی را «فولانی» می‌نامد. این سلسله ‏حکومتی، در واقع همان خلافت اسلامی سوکوتو محسوب می‌گردد.‏

این نهضت جدی، مؤثر، ریشه‌دار و موفق، به رهبری عثمان دان‌فودیو انجام گرفت و مقام شامخ او به‌عنوان پشتوانه حیات سیاسی مسلمانان ‏تلقی گردید و نقش محوری بااهمیتی را در تجمع و اقتدار مسلمانان ایفا نمود. عظمت و عزت مسلمانان در این مقطع تاریخی و نیز ظهور ‏پدیده جهاد و موقعیت آن و سرانجام حاکمیت سیاسی اسلام بدون رهبری شیخ‌عثمان دان‌فودیو، قابل تصور نیست.‏

در قرن هجدهم، با فتح فولانی به رهبری شیخ‌عثمان دان‌فودیو، بیشتر سرزمین هوسا تحت حکومت واحد نخستین امیرالمؤمنین سوکوتو، پسر ‏برجسته عثمان، محمدبلو درآمد. سقوط حاکمان و سلاطین هوسا و استقرار نظام سیاسی جدید با نام خلافت سوکوتو و برقراری حاکمیت سیاسی ‏یکپارچه در سرزمین‌های هوسا، نه تنها نقش و تأثیر قدرت رهبری شیخ‌عثمان را نشان می‌دهد، بلکه نقطه عطف این نهضت اسلامی، در ‏تأسیس و ظهور حکومت اسلامی در سوکوتو، متجلی می‌گردد.‏

در سال‌های ۱۸۰۵ و ۱۸۰۶ اقتدار و سلطه خلافت شیخ‌عثمان دان‌فودیو، به‌وسیله رهبران جوامع مسلمان کاتسینا، دائورا و زامفرا به رسمیت ‏شناخته شد.‏

بدین ترتیب، نفوذ و تأثیر این حاکمیت سیاسی، سبب می‌گردد تا ایالت‌های مجاور و همسایه نیز اقتدار و حضور این نظام سیاسی جدید را ‏پذیرفته و به رسمیت بشناسند. خلافت اسلامی سوکوتو به مدت صدسال ادامه داشت؛ تا اینکه استعمار بریتانیا بر حکومت فولانی در شمال ‏نیجریه مسلط شد.‏

دوام صدساله حکومت اسلامی شمال نیجریه، از جمله مسائل قابل‌مطالعه و بررسی بوده و نشان‌دهنده عمق و ژرفای پایه‌های اساسی این ‏خلافت است. از طرف دیگر، این استعمار بریتانیا بود که اسباب فروپاشی خلافت اسلامی را فراهم آورد.‏

عثمان دان‌فودیو، یک رهبر و موهبت الهی بود که پیروانش مشتاقانه و با آرزومندی به او ایمان و اعتقاد داشتند. پیروانش همچنین او را ‏به‌عنوان یک الگو، استاد، خطیب و واعظ و معلم روحانی می‌نگریستند.‏

او به سوکوتو، جایی که عنوان امیرالمؤمنین (فرمانده مؤمنان) به او داده شده بود، عقب‌نشینی نمود و عملیات نظامی را به برادرش عبداللهی ‏و پسرش محمد بلو واگذار کرد. او دو بیانیه صادر کرد: یکی به‌نام «وثیقه السودان» و دیگری به نام «کتاب الفرق» که در آنها مسائل ‏اجتماعی و مذهبی جهاد را بیان نموده است.‏

تلاش وسیع و روبه‌گسترش عثمان دان‌فودیو، بدون کمک و مساعدت قدرت‌های داخلی و خارجی و فقط با تکیه بر مردم باایمان، همگان را ‏به شگفتی و تعجب واداشته بود. پیشرفت‌های مختلف وی در همه زمینه‌های مبارزاتی، مرهون ایمان و اعتقاد وی به خداوند متعال و حضور ‏فعال مردم در نهضت او خلاصه می‌گردد.‏

در تأسیس این حکومت، این فرد با هیچ‌یک از امیران یا پادشاهان و یا سلاطین تشریک مساعی ننموده و آنها دخالتی نداشتند.‏

بدیهی است که هیچ‌یک از سلاطین در تأسیس و استقرار حکومت اسلامی دخالتی نداشته‌اند؛ زیرا عثمان دان‌فودیو در برابر ظلم و ستم حکام، ‏قیام کرده و در جهت نابودی و سقوط نظام‌های فاسد حاکم مبارزه می‌کرده است. علی‌رغم بی‌میلی و مخالفت آشکار عثمان، او به عنوان امام ‏‏(رهبر) جامعه انتخاب گردید و بدین ترتیب خلافت جدید به‌طور رسمی برقرار شد.‏

در طول پنج سال پس از مهاجرت، مهم‌ترین علاقه شیخ، ضرورتاً رهبری جهاد و سازماندهی خلافت بود. او شخصاً در نیروهای اعزامی ‏شرکت نداشت، اما فرماندهان را منصوب و لشکر و سپاه را تشویق و به موضوعات و مسائل دیپلماسی رسیدگی می‌کرد و به‌طور وسیع، در ‏خصوص مسائل و مشکلات جهاد و در جهت اثبات درستی حقانیت تئوری جهاد، مطالبی را به رشته تحریر درمی‌آ